شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
خبرگزاری مهرخبرگزاری مهر۱۶ ساعت پیش·۱۲:۵۲·۱۴۰۵/۰۷/۱۶
به مناسبت روز کودک؛
دنیا به میناب، ۱۶۸ آینده روشن بدهکار است

میناب دقیقاً یکی از همین زخم‌های ناسور است؛ از آن زخم‌هایی که همه می‌دانیم هیچ‌وقت جای آن خوب نمی‌شود. شاید برای همین است که این روزها، وقتی صفحه‌به‌صفحه تقویم را ورق می‌زنم، پای روز کودک که می‌رسم، به این جمله معروف این روزها فکر می‌کنم که: «ای کاش کودکان نمی‌مردند، کاش موقتاً به آسمان برده می‌شدند تا جنگ تمام شود، سپس با خیال راحت به خانه برمی‌گشتند و وقتی والدین با حیرت از آنها می‌پرسیدند کجا بودید؟ با خوشحالی می‌گفتند: داشتیم با ستاره‌ها بازی می‌کردیم.»

حالا جای صدای چند خنده در خانه‌های مینابی خالی است؟ حالا چند مادر دیگر دلبندی ندارند که شب‌ها او را در آغوش بگیرند و به هر رفت‌وآمدشان یک آیه‌الکرسی سنجاق کنند؟ حالا چند پدر جگرگوشه‌ای ندارند تا زیر لب قربان قد و بالایش بروند و عصای پیری‌شان را تصور کنند؟

اما داغ‌های همیشه تازه، یک چیز بزرگ دارند؛ آن هم انگیزه برای ایستادن در برابر آنهایی که خواستند چراغ امید را تا ابد، نه در میناب که در جای‌جای این سرزمین خاموش کنند؛ غافل از اینکه حالا نه فقط ۱۶۸ خانواده داغدار مینابی، که امروز همه ایرانی‌ها، نام بچه‌های مینابی را بلندتر از هر زمان صدا زدند، به حافظه سپردند و یادشان را در سینه نگه‌داشتند. انقدر که هرکدامشان را نه دفن بلکه مثل بذر امید توی خاک کاشتند تا در آینده‌ای نه‌چندان دور، امیدشان از دل همان خاک و در کالبد بچه‌های آینده جوانه بزند؛ چیزی شبیه شعرهای قیصر که هم می‌گفت: «به امید پیروزی واقعی، نه در جنگ که بر جنگ» و هم می‌نوشت:«من به چشم‌های بی‌قرار تو قول می‌دهم ریشه‌های ما به آب، شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد ما دوباره سبز می‌شویم!»