روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنشهای نظامی - دوشنبه ۱۳ مهر
از تهران: ۱۸ سالمه، یهدونه تیشرت و شلوار بگ ۴ قسطه گرفتم، یعنی عادیترین چیز رو برامون حسرت کردن. الان من چرا باید تیشرت و شلوار قسطی بخرم؟
با ۲۵ سال زندگی مشترک، این حکومت آخوندی کاری کرده که همه مایحتاج زندگیمون را قسطی میخریم. همسرم گوشی موبایلش رو فروخت تا بتونه قسط بانک رو واریز کنه.
داریم به نیمه دوم مهر میرسیم، اما در دانشگاه پیامنور با ۱۰ میلیون تومان شهریه، نه استادی مشخص شده، نه برنامهریزی برای کلاسها شده. فقط امتحانات رو پاس میکنیم و هیچی یاد نمیگیریم.
من یک نانوایی در محله عظیمیه کرج دارم. ۳ روزه آرد ندارم، چندین بار به سیلو مراجعه کردم و با وجود اینکه ۱۰ روز پیش پولش رو از ما گرفتن، اما هی امروز و فردا میکنن.
از شهر قدس: ۱۰ مهر گوشی سامسونگ A56 قیمت گرفتم، ۱۱۵ میلیون تومان بود، فرداش گفتن ۱۲۰ میلیون و یکشنبه قیمتش شد ۱۳۰ میلیون تومان. این وضعیت زندگی یک جوان ۱۹ ساله در ایران.
قبض برق یک دوره واسه یه مغازه ۱۲ متری که فقط دوتا لامپ کممصرف و یه کولر دستی کوچیک داره، ۲ میلیون تومان اومده.
جمهوری اسلامی به بازنشستگان لشکری هم حقوق درستی نمیده، حقوق بازنشسته فقط برای سه روز زندگی کفاف میدهد.