روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنشهای نظامی - یکشنبه ۱۲ مهر
من دانشآموزم و سال آخرم هستش. ۱۱ مهر، من رو بردن دفتر و از من اعتراف گرفتن که بگم خونهمون ماهواره داریم یا نه، پدرت با این رژیم هست یا نه. گفتن ازشون خواستن اسامی کسانی که ضد این رژیم هستن رو به حراست آموزشوپرورش بدن.
یک دانشآموز ۱۵ساله هستم. گفتن اگر میخوای کتابات رو بهت بدیم، باید شهریه بپردازی. آخه کسی که پدرش ماهی ۲۰ میلیون تومان حقوق میگیره، میتونه شهریه ۲۵ میلیونی بده؟
دوتا قلم جنس خریدم، یه دونه سیم ظرفشویی و دوتا تاید شده ۵۶۰ هزار تومان. تازه فروشنده مغازه گفت قیمتهای این محصولات در ماه آینده به یک میلیون تومان میرسه.
به فامیلهای ما در مدرسه کودکان جنوب پلاک زنجیر سربازی دادن که اگر فوت کردن از پلاکها شناسایی بشن. خب چرا خانوادهها اجازه میدن بچهها برن مدرسه؟
کلاس دهمی هستم. مدارس ما فقط شده آخوند که میخوان مغزمون رو شستوشو بدن، فقط از خامنهای و حکومت برامون صحبت میکنن و میگن در تجمعات شرکت کنید.
شرکت داروسازی آریا تیناژن، رسماً هم داره دزدی میکنه، هم کارگرها رو به بردگی گرفته. هر سال بانک عوض میکنن تا بتونن وامهای کلان بگیرن و توان بازپرداخت ندارن. از طرفی هم حقوق به پرسنل نمیدن.