روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنشهای نظامی - چهارشنبه ۸ مهر
بهعنوان یه دانشجو که باید برم دانشگاه، هیچ پولی ندارم که بخوام خرج این موضوع کنم. هزینه خرید لپتاپ برای دانشگاه خیلی زیاده و حتی بیشتر از پول پیش خونهمونه.
رفتم دندونم رو درست کنم، گفت میشه ۱۷ میلیون. گفتم اگر بکشی، چقدر میشه؟ گفت یک میلیون. گفتم بکش، چون ندارم. لعنت به این گرونی.
پسرم رو برای سرماخوردگی و سرفه شدید بردم دکتر. ویزیت، دارو و سرم زدن شده هفت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان.
واقعا بین عرزشیها جای محسن نامجو و بیژن مرتضوی خالی بود که پر شد.
من و همسرم هر دو کار میکنیم، ولی بازم کم میارم. درآمدمون میره برای قسط و اجاره و در آخر چیزی برای خوردن و یه زندگی عادی نداریم.
سال ۹۵ یک پراید خریدم ۱۳ میلیون تومان، ولی امروز ۵ کیلو گوشت و دوتا مرغ شد ۱۳ میلیون تومان. اوضاع واقعا افتضاح شده، با بدبختی پول درمیاریم.
دختر ۱۷ساله از استان گیلان هستم، هر روز دارم برای آیندهای تلاش میکنم که انگار وجود نداره؛ یادگیری زبان، گرفتن مدرک برای تدریس.
هزینه کلاس آلمانی سطح A۱ تکنفره آنلاین، ۸ جلسه یکساعته سه میلیون و ۹۶۰ هزار تومان. دونفره شده دو میلیون و ۶۰۰ هزار تومان. چقدر واقعا گرونه، یادگیری یک زبان در ایران خیلی سخته.
از همدان: داشتم غذا میخوردم، دندونم خرد شد و با اون یکی دندون خراب دیگه باید ۴۰ تا ۵۰ میلیون هزینه کنم. بعد من با حقوق ۱۸ میلیونی چطوری اصلاً میتونم برم دندانپزشکی؟