روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنشهای نظامی - چهارشنبه ۸ مهر
مادر دهه هفتادی و سرپرست ۲ فرزند هستم. پر از حرفم، پر از بغضم، یخچال و دو فرش خانهام را فروختم تا بتوانم ۵۰ میلیون رهنی را که صاحبخانه اضافه کرده پرداخت کنم.
هشتم مهر رفتم یک عدد نخ دندان گرفتم، ۱۴۵ هزار تومان و یک بسته گوشپاککن ۱۱۰ هزار تومان.
بازنشسته فرهنگی هستم، حقوق من ۳۰ میلیون تومان است. قبض برق واحد ۶۰ متری من آمده ۱۴ میلیون تومان. پس بقیه مخارج را چکار کنم؟
من در کار تولید محتوا (سینما) هستم. بهتازگی تمام تهیهکنندهها و سرمایهگذارهای فیلمهای سینمایی، حکومتیهای سپاه شدند و سینما را به گند کشاندند. یک سال است بیکار ماندهایم.
من یک جوان ۲۰ ساله هستم، ۵ سال است که خودم کار میکنم و خرج خودم را میدهم. بعد از ۵ سال هنوز نیازهای زندگی خودم برطرف نشده و نتوانستم حتی یک موتور برای خودم تهیه کنم.
درآمد خاصی ندارم. با یک میلیون تومان کالابرگ، یک شانه تخممرغ ۳۰تایی، یک عدد پنیر و ماکارونی میگیرم. سهمیهبندی کردم روزی یک تخممرغ میخورم که نمیرم تا ماه بعد.