روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنشهای نظامی - سهشنبه ۷ مهر
مخابرات استان مازندران، تمام نیروهای فنی رو ۳ ماهه اخراج کردن و میگن حتما باید قرارداد حجمی امضا کنید. ۳ ماهه نه حقوق دادن و نه مزایا. ۳ ماهه این نیروها در این گرونی خونهنشین شدن.
۲۲ سالمه و دیابت نوع یک دارم، باید هر سال حتما واکسن آنفولانزا بزنم تا از خطرات احتمالی جلوگیری کنم. تا الان واکسن پیدا نکردم، چون وارد نشده و خدا میدونه که بعد از پخش واکسن، قراره چه قیمتی داشته باشه.
یک لیتر روغنموتور ایرانی کاسپین، در گیلان یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان شده و قیمت پارسال ۴۰۰ هزار تومان بود. کشاورز باید برای شخمزدن زمین، هر روز یک لیتر روغنموتور بخرد و روغنموتور شخمزن را تعویض کند.
من راننده ماشین سنگین هستم. کرایههای ما تنها چیزیه که بالا نرفته، حتی پایینتر هم اومده. ورودی پایانه نسیمشهر از ۶۹ هزار تومان شده ۱۶۵ هزار تومان.
من معلمم و ۲۵ میلیون حقوقمه. برای اینکه بتونم شکم دوتا بچههام رو سیر کنم، مجبورم بهجای اینکه مطالعه داشته باشم تا مطالب بهروز به شاگردهام یاد بدم، در اسنپ کار کنم و چهبسا همون شاگردم رو سوار ماشینم کنم.
با حقوق ۳۰ میلیون تومان، ۱۵ میلیون اجاره خونه میدم. ۳ تا بچه دارم که یکی مریض است و دو ماهه که نتونستم کاردرمانی ببرم، بهخاطر هزینه زیاد. کار به فروش وسایل خونه برای خرج روزانه رسیده.
پول بیمارستان همسرم شده ۲۶۶ میلیون تومان، یه کارمند چطوری باید با حقوق ۲۰ میلیونی پرداخت کنه؟ از چندین نفر قرض گرفتم تا بتونم پرداخت کنم، حالا با این حقوق باید قرضهام رو بدم یا خرج زندگیم کنم؟