روایت شما از شرایط زندگی و بحران اقتصادی- سهشنبه هفت مهر:
من کارمند فروشگاههای زنجیرهای رفاه هستم. الان سه ماهه حقوق ندادند و ۱۱ ماه بیمه نریختند. الان تازه دارند حقوق خردادماه رو اونم هفتهای سه میلیون، واریز میکنند. دستمان به هیچ جا بند نیست؛ نه وزارت کار و نه بیمه تامین اجتماعی رسیدگی نمیکنند.
دختر من سوم دبستانه هنوز هیچی نشده فقط سه میلیون دادم کاغذ رنگی و مقوای رنگی و یکسری وسایل گرفتم که اگرم نباشه مشکلی پیش نمیاد. یک میلیون و ۳۰۰ هزار هم بابت کاربرگ و دو تا کتاب دیگه گرفتن. تازه ۱۰ میلیونم شهریه مدرسه دولتی دادم.
من یک مرغدارم. همکارای من همه دارند ورشکست میشن. تولیدشون رو با کیلیویی ۱۰۰ هزار تومان ضرر میفروشند.
راننده تریلی هستم. قبل از عید لاستیک تریلی جفتی ۳۵ میلیون بود پول نداشتم بخرم اردیبهشت لاستیکم ترکید به هزار در به دری رفتم یه جفت خریدم ۸۲ میلیون. همون لاستیک الان شده ۲۵۰ میلیون. ماشینم چهار جفت لاستیک میخواد که میشه یک میلیارد. من در سال کل درآمدم مگه چقدره.
از کرمانشاه: معدهدرد دارم. رفتم داروخانه نسخهام رو بگیرم، از روی رسید متوجه شدم داروهای اصلی، مانند اسامپرازول و پنتوپرازول و فاموتیدین، از پوشش بیمه خارج شدن. همین چهار قلم برای یک دوره شده دو میلیون و ۴۵۰ هزار تومن.
از تبریز: سه ماهه قورمهسبزی هوس کرده بودم، نه برنج داشتیم و نه گوشت. دیروز یک کیلو استخوان راسته خریدم شد یک میلیون و ۲۰۰ هزار و یک کیلو برنج هندی کیلویی ۳۵۰ هزار تومان.
از مهاباد پیام میدم. ۲۸ سال سن دارم و صاحب دو فرزند هستم. روزانه ۱۸ ساعت کار میکنم ولی متاسفانه هیچ وقت درآمدم به خرج خونه هم کفاف نمیده. خستگیهام هر شب بیشتر و بیشتر میشه.
از تهران پیام میدم. یکماهه دنبال واکسن آنفولانزا میگشتم، پیدا نکردم. تازه تونستم واکسن چینی پیدا کنم، اونم به قیمت یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان. از کجا بیاریم؟ دست رو هر چی میذاریم، نمیتونیم بخریم.
از تهران: امروز لنت ترمز پراید خریدم یک میلیون و ۳۷۰ هزار تومان. خدا لعنتتون کنه. تازه مغازهدار میگه این قیمت قبله، دلار گرون شده هنوز رو نرخ محصولات موجودمون نکشیدیم.