وقتی جبهه زمین بازی میشد؛ رزمندهها وقتی نمیجنگیدند چه میکردند؟
یکی از رزمندگان دوران دفاع مقدس میگوید: برای فوتبال یک تیم ایرانی میشدیم و یک تیم عراقی. به محض اینکه دروازه دشمن گلباران میشد، همه با اللهاکبر تشویق میکردند و به هیجان میآمدند.
آنچه از این روایتها میتوان فهمید، این است که فضای جبهه و جنگ همیشه با نبرد و درگیری با دشمن سپری نمیشده. در فاصله میان عملیاتها، نگهبانیها و مأموریتها، زندگی همچنان جریان داشت و رزمندگان نیز مانند هر انسان دیگری به ساعاتی برای استراحت و سرگرمی نیاز داشتند. آنها گاهی این اوقات را با کتاب و مباحثه میگذراندند، گاهی ورزش میکردند و گاهی به سراغ بازیهای بومی، محلی و حتی بازیهایی میرفتند که خودشان متناسب با شرایط جبهه ساخته بودند. گاهی یک قوطی کنسرو جای سنگ را میگرفت، پوکهها تبدیل به مهره شطرنج میشدند و تکههای لباس و پارچه، نقش توپ فوتبال را ایفا میکردند.