شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
خبرگزاری مهرخبرگزاری مهررسانه۱۴۰۵/۰۷/۰۴·۱۳:۴۳·۱۴۰۵/۰۷/۰۴
مادر، شب را کنار پسرش صبح می‌کند

پتو را پهن کرده و بالش را گذاشته کنار مزار؛ انگار قرار است امشب هم مثل شب‌های قبل، پسرش را تنها نگذارد. اینجا قبرستان میناب است و زنی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴، شب‌هایش دیگر شبیه قبل نیست.

شاید اگر کسی از دور این صحنه را ببیند، اول نفهمد چرا باید یک مادر رختخوابش را به قبرستان بیاورد. اما کافی است کمی بیشتر نگاه کند. قاب عکس کودکی را می‌بیند که روی مزار ایستاده؛ پسری با چهره‌ای که هنوز به کودکی می‌زند. کنار عکس، گل گذاشته‌اند. چند قدم آن‌طرف‌تر، عکس بچه‌های دیگری دیده می‌شود. پرچم‌ها بالای سر مزارهاست و در میان همه این تصاویر، چیزی که بیشتر از همه آدم را متوقف می‌کند، همان بالش و پتویی است که مادر برای خودش آورده است.

مادر آمده کنار پسرش بخوابد. همین. شاید این ساده‌ترین توضیح برای این عکس باشد.

پسرش را ۹ اسفند ۱۴۰۴ از او گرفتند؛ در حمله‌ای که ۱۶۷ کودک مینابی را هم قربانی کرد. از آن روز، برای این مادر دیگر «خانه» همان جایی نیست که قبل از آن بود. اتاق پسرش هست، وسایلش هست، عکس‌هایش هست، خاطراتش هست؛ اما خودش نیست. و نبودن یک بچه چیزی نیست که بتوان به آن عادت کرد. مادرها عادت نمی‌کنند.