مهر بررسی کرد؛ ترومای دریای سرخ؛ چرا جهان غرب نسبت به تحولات باب المندب نگران است؟
تحولات ماه جاری میلادی نقطه عطفی در تاریخ ژئوپلیتیک جنوب غرب آسیا محسوب میشود که طی آن، صنعا توانسته است موقعیت ژئواستراتژیک خود را از یک کنشگر شبهنظامی محلی به یک «بازیگر موازنهساز و غیرقابل حذف» در هندسه امنیت جهانی ارتقا دهد.
کنترل یکپارچه بر تنگه بابالمندب، جزیره میون و بلندیهای مسلط کهبوب، این واقعیت گریزناپذیر را بر پایتختهای غربی و منطقهای تحمیل کرده است که عصر تفکیک امنیت دریانوردی در دریای سرخ از معادلات حاکمیتی و سیاسی یمن به پایان رسیده است.
جغرافیا بار دیگر برتری ذاتی خود را بر ابزارهای کنترل بیرونی اثبات کرده و هرگونه معماری امنیتی، ترتیبات اقتصادی یا سازوکار ثباتبخش آینده در این شریان حیاتی، بدون احتساب منافع راهبردی و به رسمیت شناختن وزن ژئوپلیتیک صنعا، ناممکن خواهد بود.
در این مرحله، فرآیندی ایجاد شده است که نظم تکقطبی حاکم بر گلوگاههای دریایی را متلاشی کرده و مرحلهای نوین از بازدارندگی چندلایه را بر پهنه آبهای بینالمللی مستقر ساخته است.