روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنشهای نظامی - چهارشنبه ۱ مهر معلم با حقوق ماهیانه ۲۷ میلیون تومان و با ۱۸ سال سابقه کار هستم، عمده درآمد من خرج هزینههای عادی زندگی شده.
از وزارتخانه، ادارهکل و سپاه ریختن در مدارس و برای معلمان سخنرانی میکنن که باید به دانشآموزان امید بدید و بگین که از این شرایط عبور میکنیم. بدجور از زمان اعتراضات ترس به جونشون افتاده.
تأمین اجتماعی به نام یک مؤسسه مهرگستر ماهانه ۱۴ میلیون از هر بازنشسته کسر میکند. سه ماهه از ما دارن کسر میکنن. در این وضعیت هیچی برای ما نمیمونه. پسرم زیر نظر بهزیستی است و الان سه ماهه نتونستم پسرم را به دکتر ببرم.
خانمی مبتلا به بیماری خودایمنی هستم. به حدی داروها گران شده که حتی درمان هم برایم شده آرزو. واقعاً اینجا زندهزنده دارند ما را له میکنند، مگر چقدر دیگر توان داریم؟
حین ثبتنام کتاب درسی، یکبار از ما پول گرفتند، ولی امروز یکم مهرماه در مدرسه گفتند باید بابت تحویل کتاب ۲ میلیون تومان پول بدهید.
امروز یکم مهر بود و مدرسه شروع میشد. من و چند تا از دوستام بهخاطر شرایط مالی خانوادههامون نرفتیم مدرسه. نخواستیم پدر و مادرهامون شرمنده بشن.
یکم مهرماه رفتم برای پسرم یک جامدادی ساده بخرم، گفت ۳ میلیون تومان. از زندگی سیر شدیم با این قیمتهایی که روزی سه بار تغییر میکنه.
ریرا، خودروی تمام داخلی، آشغال شده ۴ میلیارد و ۶۰۰ هزار تومان و مردم هم صف میکشند برای خرید. کاش دست از خرید این آشغالها میکشیدیم تا ایرانخودرو به خودش اجازه نده چنین افزایش قیمتی برای زبالههاش بده.