روایت شما از شرایط زندگی و بحران اقتصادی- سهشنبه ۳۱ شهریور:
از کرج: پرسنل و بازنشستههای کارخانه قند کرج تو بدترین شرایط حقوق و بیمه قرار دارند. صندوق ذخیره فرهنگیان به عنوان سهامدار اصلی اصلا اهمیتی نمیده.
اپراتور همراه اول اگه میتونست میرفت کنار جادهها و به راهزنی مشغول میشد. سه بار بسته اینترنت خریدم و فقط بار آخر اینترنتم فعال شد.
پسرم کلاس دهمه، برا شهریه مدرسه هنرستان دولتی تهران ۲۰ میلیون خواستن؛ ۱۰ تومن لباس و کتاب، ۱۰ تومن کمک مدرسه اجباری. رشته تربیت بدنی ۴۰ میلیون. گفتم ندارم، قسط بستن تا زمان تحویل لباس. الان لباس فرم رو نمیدن تا تصفیه کنم.
دولت قیمت تضمینی گندم برای سال زراعی جدید رو ۸۵ هزار تومان اعلام کرده ولی خبر از گرونی کود نمیدن که دو کیسه رو کشاورز باید ۱۶ میلیون بخره. اونم دولتی. آزاد که گرونتره. پول گندم امسال رو هم پرداخت نکردن. سهمیه گازوئیل رو هم کم کردن سوخت نداریم واسه کشت.
سه تا خودکار و یک مداد نوکی و غلطگیر خریدم شد ۹۳۵ هزار تومن. سادهترین چیزایی که یک دانشآموز نیاز داره.
دکترای معماری گرفتم و همزمان معلم بودم. الان حقوقم کفاف نیازهای ابتداییام رو نمیده. میخوام از معماری پول در بیارم ولی لپتاپ برای کار ندارم و پول خریدشم نیست. حتی برا آموزش مجازی توان خرید موبایل ندارم.تنها چیزی که داشتم امید به آینده بود که اونم دیگه ندارم.
از رشت پیام میدهم. رفتم شناسنامه پسرم را عکسدار کنم، پیشخوان دولت از طرف اداره پست بابت چسباندن یک عکس در شناسنامه از من ۹۰۰ هزار تومان گرفت؛ تازه دستکم یک ماه دیگر آماده میشود.
از تهران: مخابرات و ادارات مالیاتی علنی دارن دزدی میکنن. قبوض تکراری صادر و در صورت عدم پرداخت جریمه میکنن و راههای شکایت و رسیدگی رو هم بستهاند.