روایت شما از شرایط زندگی و بحران اقتصادی- سهشنبه ۳۱ شهریور:
الان چند ماهه بیمه تکمیلی رانندگان ماشین سنگین قطع شده و هیچکس پاسخگو نیست متاسفانه.
محیطبانان با این همه خطراتی که باهاش مواجهن، مثل شکارچیان غیرمجاز و تلفات صید و. در فلاکت و بدبختی زندگی میکنن. باوجود سختی کار، دریافتیشون کفاف یه هفته خورد و خوراکشون نمیشه.
سال دوازدهمم و معماری داخلی میخونم. واقعا همه چیز خیلی گرون شده. اول سال یازدهم مقوا میخریدم ۷۶ هزار تومن وسطای سال شده بود ۲۲۰ هزار تومن.
من کتاب میخونم تا از واقعیت دردناک فرار کنم. اما الان قیمت هر کتابی از یک میلیون شروع میشه و تا ۴ میلیون هم میرسه!
مادرم در بیمارستان شهر دزفول فوت کرده، الان سه روزه نتونستم یک قبر براش پیدا کنم، شهرداری و اوقاف رقمهای ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیونی میگیرن، من هم ندارم.
من سه تا بچه مدرسه ابتدایی دارم، لوازمالتحریر و هزینه ثبتنام و لباس مدرسهشون جمعا شد ۲۵ میلیون تومان. حقوق دریافتی من ۳۰ میلیون تومانه. واقعا ترس دارم از هزینههای جاری سال و حتی امنیت جانی بچههام در دوران جنگ.
شرکت سابیر، پیمانکار اصلی متروی شهر کرج، ۳ ماه حقوق پرسنل خودش رو واریز نکرده.
کارگر هستم و برای موسسه نصر از قرارگاه خاتم کار میکردم. سه ماهه که اخراج شدم و دو ماه حقوق طلب دارم. تمام کارگرها و پیمانکارها ازشون طلبکارن.
پدر من بازنشسته وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت است. این ماه دو میلیون تومان از حقوقش را کم کردند. کلا ۱۹ میلیون تومان میگرفت، الان برایش ۱۷ ریختند. تازه این وضع یکی از ثروتمندترین وزارتخانههاست.