روایت شما از شرایط زندگی و بحران اقتصادی- سهشنبه ۳۱ شهریور:
من یک کلاسهفتمی هستم. برای شروع مدرسه، یک عدد مقنعه که جنس خوبی هم نداره، خریدم ۴۰۰ هزار تومن؛ مانتو و شلوار با جنسی که یه بار بپوشی، بار دوم خراب شده، ۲.۵ میلیون تومن و یه جفت کفش ۳.۵ میلیون.
مدرسه دولتی بالای ۶ میلیون شهریه میگیره، درس خوندن حق بچههاست، نباید بهخاطرش پول بدن. از طرفی، یه دفتر ساده بالای ۲۲۰ هزار تومن قیمتشه. اگر بخواید همه وسایل لازم یه سال را بگیرید دستکم ۷ میلیون پول لازم دارید.
سه روز از بالایشهر تا محرومترین نقاط تبریز با مردم حرف زدم. تقریبا همه از فرسودگی و آشفتگی روانی میگفتن و داروی اعصاب مصرف میکردن. این دیگه بحران فردی نیست، یک فاجعه وحشتناک جمعی است.
از کردستان: ما کاسب هستیم و عملا وضعتمون رو به فناست. امروز یه جنس میاریم فلان قیمت، فردا باید همون رو با قیمت ۳ برابر بیاریم. تازه باید از جیبمون هم یه چیزی مایه بذاریم تا بتونیم مغازه رو نیمه پر نگه داریم.
از امدادگران سایپا هستم. با این تورم و گرونی، کار کم شده. با توجه به مالیات و حق مدیریت شرکت، کلی بدهکارمون کردن و دیگه توان خرید و ادامه زندگی برامون سخت شده.
من یه دانشآموز ۱۵ ساله رشته شبکه و نرمافزارم. دو ماه پیش قیمت یه لپتاپ ۱۷۰ میلیون بود، یک ماه پیش ۲۵۰ میلیون و الان ۴۲۰ میلیون.
رانندگانی که در تاکسیهای اینترنتی فعال هستید، از روز یک مهرماه به مدت یک هفته بهخاطر بالا رفتن قیمت بنزین و باقی هزینهها و کرایه پایین، لطفا اعتصاب کنیم تا اسنپ و تپسی فکر برای بیش از ۸ میلیون راننده شاغل کنند.
من راننده کامیونم با ۳۰ تومن حقوق، که ماهی پنج میلیون و ۴۰۰ هزار تومن حق بیمه میدم فقط. با حدود ۲۴ میلیون باقیمونده باید ماه رو سر کنم. از طرفی، سوخت به کامیون و تراکتورهای کشاورزی نمیدن.