روایت شما از شرایط زندگی و بحران اقتصادی- جمعه ۲۷ شهریور:
ماه گذشته برای درمان سرطان کولون روده بزرگ، مجبور شدم یک میلیارد قرض بگیرم و فورا به کلینیک و بیمارستان بدم. حالا متوجه شدم دهک منو از ۲ به ۸ تغییر و از یارانه و کالابرگ محروم کردهاند.
کسی مثل من که بیماری لاعلاج داره، باید هر ماه ۱۴۰ میلیون پول جور کنه. همیشه باید حداقل ۲۰۰ میلیون تو حسابم باشه. هر لحظه امکان داره برم بیمارستان و زیر تیغ جراحی برم.
این روزها جراح اولین پولی که میگیره، ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون زیرمیزیه. برای دو بار جراحی یکی از نزدیکانمون، جراح دو تا ۱۲۰ میلیون، به شکل سکه و کارت خرید، خواسته بود که بندهخداها جور کرده بودن و داده بودن؛ چون جون فرزند جوانشون در خطر بوده.
بیمه شاید فقط هزینه داروها رو بده، اما باید اول پول داشته باشی و خرج کنی، بعد بری دنبال گرفتن هزینهها. اول فرانشیز رو محاسبه میکنن، بعد بررسی میکنن که سقف بیمه داشته باشی. چند بار هم به بهانههای مختلف عودت میدن و اگر تأیید کنن، بعد از مدتی واریز میکنن. گاهی هم پیش میاد که هیچی پرداخت نمیکنن.
با این هزینههای سنگین درمان و دارو، هم بدهکار میشی، هم میگن تراکنشهاتون در طول یک سال مبلغ خیلی بالایی بوده و برات مالیات میبندن و یارانه رو هم قطع میکنن.
از سنندج: دو تا از دندانهام و فکم درد میکرد. انقدر هزینه ترمیم و پر کردن برام سنگین بود که مجبور شدم بکشمشون. این چه زندگیه که داریم.
از داروخانه درمانگاه محمد رسولالله شیراز که یک داروخانه دولتی است، ۴ قلم جنس ساده گرفتم، شد ۴۲۴ هزار و ۳۰۰ تومان.
دانشجویی ۲۸ ساله و نابینا هستم که برای ضبط کتابها و منابع پژوهشی، هزینههای زیادی پرداخت میکنم. با وجود تعهد سازمان بهزیستی، هیچ کمکی نمیشود و من و امثال من، برای ضبط منابع صوتی، تحت فشار شدیدی هستیم.
من مهندس عمرانم. پارسال بهخاطر تورم هر روزه مصالح سکته کردم و عمل باز قلب باز داشتم و الان بیکارم. بهخاطر هزینههای افسارگسیخته الان چند وقته مصرف داروی پلاویکس رو قطع کردم. ندارم دیگه بخرم.