یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: رزمنده، امدادگر، پزشک، مادر خانواده، کسی که وظیفهای عادی را در وضعیتی غیرعادی ادامه میدهد، میتواند آن پاره از روایت حماسی باشد. حماسه از جمع شدن همین پارهها بزرگ میشود، نه از قلمزدن.
رهبر شهید پیش از شهادت گفته بود اگر حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدا مردم را برای مقابله با آن «مبعوث» میکند و کار را مردم تمام خواهند کرد. پس از شهادت او، «بعثت مردم» یکی از تعبیرهای اصلی برای توضیح رفتار جمعی پس از حادثه شد. بعثت را جدی بگیریم، موضوع فقط حضور مردم نیست. موضوع ورود آنان به خط روایی است.
حماسه اساساً سفر نیز هست؛ عبور قهرمان از جهان آشنا به قلمرویی که قواعدش خطرناکتر و نتیجهاش نامعلوم است. شهادت رهبر شهید، در این نگاه، آغاز سفر است. جامعهای که تا آن لحظه زندگی سیاسی و روزمره خود را در نظمی شناختهشده پیش میبرد، وارد وضعیتی میشود که باید بدون حضور کسی که دههها در مرکز آن نظم بوده است راهش را ادامه دهد.