شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
Iran International ایران اینترنشنالIran International ایران اینترنشنال۱۴۰۵/۰۶/۲۶·۱۶:۵۹·۱۴۰۵/۰۶/۲۶
پاسخ شما به این پرسش که «اولین باری که بدون حجاب اجباری بیرون رفتید، چه احساسی داشتید؟»- پنج‌شنبه ۲۶ شهریور:

از سال ۹۶ بعد از حرکت ویدا موحد تا حد امکان شالم رو می‌انداختم دور گردنم یا بعدترها مانتو نمی‌پوشیدم، ولی بعد مهسا، اولین باری که بدون شال تا سر خیابون رفتم، حس سبکی عجیبی داشتم، برگشتم خونه و از ظلمی که همه عمر بهمون شده بود، گریه کردم.

از مشهد: درسته که نداشتن حجاب اجباری، بخشی از آزادی است، ولی من به عنوان یک مبارزه بهش نگاه می‌کنم. خیلی جاها بهمون گیر می‌دن، درگیری لفظی ایجاد می‌شه، ولی مقاومت می‌کنیم.

یادم نمی‌ره مردم شجاع کشورم چه‌جوری جنگیدن و خون دادن تا چرخه حجاب اجباری رو بشکنن و امروز چیزی به اسم شال برای ما بی معنی بشه.

سال ۱۴۰۱ جزو اولین نفراتی بودم که تو محله مذهبی-سپاهی‌نشین پادادشهر اهواز بدون حجاب بیرون رفتم. هیچ‌وقت یادم نمی‌ره، همسرم شانه به شانه‌ام حرکت می‌کرد و من حس شعف و غرور داشتم. این حمایت همسرم بود که به من امنیت می‌داد.

از خیابان مجد مشهد: در ۴۰ سالگی بدون شال بیرون رفتم. اونم در محله‌ای مذهبی‌نشین. با غرور و دلی شاد قدم می‌ذاشتم، با وجود تمام حرف‌ها و کنایه‌ها.

اولین باری که بدون حجاب اجباری رفتم بیرون خیلی ترسناک بود، ولی الان فقط زیبایی می‌بینم.‌ هیچی قشنگ‌تر از این نیست که هر کسی آزاد باشه اون‌طوری که می‌خواد زندگی کنه. همه اینا رو مدیون شجاعت جاویدنامان هستیم.

توی جو سنتی و مذهبی منطقه‌مون در وردآورد، من جزو اولین نفراتی بودم که حجاب برداشتم. ولی نگاه خیلی‌ها تحسین‌آمیز بود. اون روزها خودم پر از حس خشم بودم که چطور یک دختر با شال و مانتو بلند رو به اسم بی‌حجابی کشتن.