روایت شما از شرایط زندگی و بحران اقتصادی- پنجشنبه ۲۶ شهریور:
شما را به هر کسی که ایمان دارید، نجاتمان بدهید. کارگرم. مستاجرم. ۲ تا فرزند دارم. الان ۴۰ روزه بیکارم. بهخدا واسه خرید لوازم مدرسه بچهام جرات ندارم برم خیابان.
من و همسرم در ماه ۱۰۰ میلیون درآمد داریم، خانه و ماشین داریم، نه اجاره میدیم نه بچه داریم، اما نمیتونیم نه سفر بریم و نه دندانپزشکی. وای به حال کسانی که با ۲۰-۳۰ میلیون حقوق، هم اجاره خونه دارن هم بچه.
چهارشنبهشب در بندرماهشهر جو امینتی بود هر کی رد میشد بهش گیر میدادن. فرقی نمیکرد بچه باشه یا آدم بزرگ.
پنج تا کتاب کمک درسی کنکور ۹ میلیون و ۴۰۰ هزار تومن.
هزاران ایرانی رو به اتهام محاربه یا «جنگ با خدا» جاویدنام کردند ولی خودشون و نیروهای نیابتیشون، حوثیهای یمن، خونه خداشون رو موشک میزنن.
صدای پناهندگان ایرانی در ترکیه باشید! بانکها حساب ایرانیها، حتی پناهندگان تحت حمایت بینالمللی را میبندند. بدون حساب بانکی، امکان کار و زندگی قانونی نداریم.
دیشب در فردیس سمت میدون سینما، پلیس و بسیج وایساده بودن و عرزشیهای پرچم به دست ترافیک درست کرده بودن.
دیگه یک ایرانی نمیتونه با این اوضاع گرانی لبخندی رو لبانش بشینه. نه میشه پسانداز کرد نه امیدی هست به خرید ماشین و خونه. فقط ناامیدی.