شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
Iran International ایران اینترنشنالIran International ایران اینترنشنال۱۴۰۵/۰۶/۲۶·۱۲:۳۸·۱۴۰۵/۰۶/۲۶
پاسخ شما به این پرسش که «اولین باری که بدون حجاب اجباری بیرون رفتید، چه احساسی داشتید؟»- پنج‌شنبه ۲۶ شهریور:

برای من برداشتن حجاب اجباری، اون‌طور که باید حس آزادی نداشت. چون یادآور بهای سنگینی بود که هزاران جوون برای رسیدن به این روز پرداختن.

حس قدردانی از کسایی داشتم، که به‌خاطر ما از جونشون گذشتند.

من حجابم رو برنداشتم چون انتخاب خودم بود. ولی لذت می‌برم وقتی می‌بینم دخترامون شجاع بودن و خودشون نوع پوششون رو انتخاب کردن و چقدر هم زیبا هستن.

اولین باری که بی‌روسری بیرون رفتم، همراه بود با حس باد توی موهام و مخصوصاً گردنم که همیشه زیر شال عرق می‌کرد، چون ما توی شهر خیلی خیلی گرمی زندگی می‌کنیم.

احساس می‌کردم سبکبال و آزادم، انگار خود واقعی‌ام بودم.

یک آقای مسنی بهم چند شاخه گل داد و گفت ماها آینده ایران‌مون هستیم. عمو خیلی خوبی، هر جا هستی تن‌ات سلامت.

اینقدر آقایان حمایت کردن و محترمانه برخورد کردن که اون حس فراموش نشدنی است.

اولین بار که شالم رو درآوردم و موهام رو باز کردم، حس خیلی خوبی داشتم. نفس کشیدم. یکم دلم لرزید و ترسیدم. بعد حس آزادی کردم. باد خورد به موهام و لذت بردم.

تو شهرهای کوچکی مثل فیروزکوه، اون اوایل برداشتن حجاب خیلی سخت بود. خانوم من اون اوایل با نگاه‌های ارزشی‌ها خیلی اذیت می‌شد ولی الان عادی شده.

اولین بار که حتی شال دور گردنم نبود و کلا بدون روسری و بدون ترس رفتم بیرون، بارون می‌اومد. خبر رفتن ژینا رو شنیده بودم. موهامو گوجه کردم رو سرم و با همون لباس خونه دو ساعت زیر بارون راه رفتم و های‌های گریه کردم.