پاسخ شما به این پرسش که «اولین باری که بدون حجاب اجباری بیرون رفتید، چه احساسی داشتید؟»- چهارشنبه ۲۵ شهریور:
اولین بار که بدون روسری بیرون رفتم، یه یادداشت تشکر بابت شجاعتم همراه با یه شکلات از چند تا دختر دیگه هدیه گرفتم. لبخند اون لحظهام رو هیچ وقت فراموش نمیکنم.
اولش که بدون رسوری بیرون رفتم تردید داشتم. ولی بعد حس رهایی و رضایت خاطر داشتم که به خاطر مهسا و مهساها نباید تسلیم بشم.
وقتی برا اولین برا حجاب اجباری رو از سر برداشتم، حس این رو داشتم که منم انسانم و حق انتخاب دارم نه که دیگران برام تصمیم بگیرن.
اون لحظه که برا اولین بار حجاب اجباری رو برداشتم، احساس متحد شدن داشتم و قدردانی از کسانی که در این راه جان دادند.
بیرون رفتن بدون حجاب اجباری، اولین بار حس پرواز داشت. انگار زندگی تغییر کرده بود.
حسم در اولین باری که بدون حجاب بیرون رفتم: رهایی از یوق بردگی.
احساس راحتی، حسی بود که اولین بار وقتی بدون روسری بیرون رفتم، داشتم.
اولین بار که با تیشرت پشت فرمون نشستم، بغض کردم. که چرا ما مجبور بودیم اونقدر لباس بپوشیم تو گرما خفه بشیم. حس سبکی داشتم وقتی باد کولر میخورد بهم.
«حس آزادی» مهمترین احساسی بود که اولین باری که بدون حجاب اجباری بیرون رفتم، داشتم.
اولین باری که بدون روسری بیرون رفتم، احساس قدرت کردم.