پاسخ شما به این پرسش که «آیا باتوجه به شرایط ایران، تصمیم مهمی را به تعویق انداختهاید؟»- چهارشنبه ۲۵ شهریور:
تصمیم برای آینده برای ما مرده، آرزو دیگه هیچ معنی برای ما نداره. فقط صبح رو شب میکنیم. کاش جوانی رو جور دیگهای سپری میکردیم.
هیچ جا استخدام نمیکنه و با کارای روزانه و دست فروشی نون شب در نمیاد. دیگه تصمیمی نمونده که عقب نندازیم. ما یه عمر همه چیز رو عقب انداختیم که فردا درست میشه و هنوز گرفتاریم.
نمیتونم لوازم خانگی تهیه کنم. به لطف خدا تونستم بیرون شهر زمینی بخرم ولی دیگه توان ساختنش رو ندارم. از طرفی، وام ازدواج همگام با تورم بالا نرفت و ما از گرفتنش خودداری کردیم.
زندگی رو عقب انداختیم، فکر آینده و پیشرفت و تشکیل خونواده رو حذف کردیم، فقط به فکر زنده موندنیم. موندم اونایی که زن و بچه دارن چهجوری سر میکنن؟
ما همه تصمیمهای مهم زندگی رو عقب انداختیم. الان صرفا تصمیم گرفتیم طوری بگذرونیم که فقط بتونیم بخوریم و یهذره لباس بخریم. دیگه پسانداز نمیتونیم بکنیم و کفاف زندگیمون و نمیتونیم بدیم.
با این هزینههای بارداری، غربالگری، ویزیت، دکتر، آزمایش، پول زایمان و هزینههای جانبی بعدش باعث شده تصمیم بچهدار شدن رو تا مدتی نامعلوم عقب بندازیم.
تمام تصمیمهای مهم زندگیمون رو مجبوریم به عقب بندازیم، حتی درمان.
برنامه مهاجرت تحصیلی من با وجود اخذ پذیرش در مقطع دکترا از یک دانشگاه خوب، به دلیل وضعیت نابسامان اقتصادی و عدم برگزاری آزمون آیلتس به تعویق افتاده و تمام تلاشهای من در حالت تعلیق قرار دارد.
با این وضعیت اقتصادی و بلاتکلیفی و بیآیندگی، باشگاه نمیریم، لباس نمیخریم، مسافرت نمیریم، داروهامون رو نمیخریم، آرایشگاه نمیریم، رستوران نمیریم، لوازمتحریر نمیخریم، مایحتاج روزانه رو نمیخریم، در کل زندگی نمیکنیم.