احمد شاکری، منتقد ادبی، در نشست نقد و بررسی «حوض خون» گفت: این اثر نه از منطق خاطرهنگاری پیروی میکند و نه ساختار تاریخ شفاهی را دارد و همین مسئله در ساختار آن قابل مشاهده است.
ادبیات سیاه دفاع مقدس، بهویژه پس از پذیرش قطعنامه و در دهه ۷۰، بهعنوان جریانی شکل گرفت که در برابر ادبیات حماسی ایستاد و مدعی بود برخی واقعیتهای دفاع مقدس در روایتهای حماسی سانسور یا کتمان شدهاند. این جریان تلاش داشت به سراغ واقعیتهای ناگفتهای مانند شکست، ضعف، فرار، آوارگی و خسارتهای روحی و جسمی جنگ برود.
تلقی این جریان آن بود که اگر از شکست و ضعف سخن گفته شود، دیگر نمیتوان از آن حماسه ساخت؛ در حالی که «حوض خون» دقیقاً به سراغ موقعیتی رفته که از منظر ادبیات سیاه میتوانست بهترین دستمایه برای چنین روایتی باشد.
در این تقریظ آمده است: «اولین احساس پس از خواندن بخشهایی از این کتاب، احساس شرم از بیعملی در مقایسه با مجاهدت این مجاهدان خاموش و گمنام بود» و سپس از این اثر بهعنوان روایتی از بخش ناشناخته و ناگفتهای از ماجرای عظیم دفاع مقدس یاد شده است
در تاریخ شفاهی نیز لزوماً نباید فقط سراغ کسانی رفت که مستقیماً در رختشویخانه فعالیت داشتهاند؛ بلکه افراد دیگری که به آن مجموعه و رخدادهای مرتبط با آن دسترسی داشتهاند نیز میتوانند بخشی از روایت را شکل دهند. در مقابل، اگر هدف خاطرهنگاری باشد، فرایند مصاحبه و انتخاب راوی متفاوت خواهد بود