مهر بررسی کرد؛ فتح المبین؛ چگونه انصارالله معادله قدرت در یمن را تغییر داد؟
تحولات سالهای اخیر در شبهجزیره عربستان و پهنه آبی دریای سرخ نشاندهنده یک نقطه عطف تاریخی در گذار موازنه قدرت منطقهای است.
روندی که در آن جنبش انصارالله یمن از یک بازیگر چریکی نامتقارنِ محدود به کوهستانهای شمالی، به یک نیروی سازمانیافته با قابلیتهای نبرد ترکیبی و تأثیرگذاری راهبردی بر گلوگاههای تجارت بینالملل تبدیل شده است.
بازتعریف موازنه قوا در یمن، نشانهای برجسته از تغییر در ماهیت جنگهای مدرن و انتقال برتری میدانی از متغیرهای سنتی قدرت سخت، نظیر ناوگانهای هوایی گرانقیمت، به ابزارهای چابک، نقطهزن و ارزانقیمتِ نبرد نامتقارن است.
جنبش انصارالله طی دو سال اخیر موفق شد نه تنها بقای خود را تثبیت کند، بلکه از طریق مسلط شدن بر کریدورهای حیاتی دریای سرخ و تسخیر سواحل راهبردی المخا و جزایر حاکم بر بابالمندب، ابتکار تعیین قواعد درگیری را به دست گیرد.
این دگرگونی موازنه، راهبرد ضربه قاطع و پیروزی سریع ائتلاف خارجی را به بنبست فرسایشی رسانده و پیامدهای سنگینی بر ترتیبات امنیتی غرب آسیا تحمیل کرده است. پیامدهایی که هزینههای سنگین ائتلافسازیهای غربی-عربی را فاقد بازدهی لازم ساخته و کارآمدی بازدارندگی سنتی را در حفاظت از خطوط انرژی مخدوش کرده است.
از این رو آشکار شده که هیچ طرح امنیتی پایدار برای خطوط کشتیرانی بینالمللی در خلیج عدن و دریای سرخ بدون شناسایی و به رسمیت شناختن وزن ژئوپلیتیکی صنعا امکانپذیر نخواهد بود.
این دستاوردها، انصارالله را در موضع برتر هرگونه مذاکره صلح و تعیین ساختار سیاسی آینده یمن قرار میدهد؛ سرزمینی که امروز نه زمین بازی قدرتهای مداخلهگر، بلکه به عنوان یکی از کانونهای اصلی تنظیم موازنه قدرت منطقهای و اقتصاد بینالملل ظاهر شده است.