روایت شما از شرایط زندگی و بحران اقتصادی- دوشنبه ۲۳ شهریور:
سال ۱۴۰۲ چهار حلقه لاستیک ایرانی خریدم با اجرت نصب شد دو میلیون و ۶۰۰ هزار تومان. امروز رفتم همانها رو بخرم خود لاستیک و اجرتش رو قیمت دادن ۴۰ میلیون تومان.
دیگه نمیدونن چطوری پول از جیب مردم بکشن بیرون؛ دارن ماشینها رو الکی و سنگین جریمه میکنند. ماشینم تو خونهمون بوده و یه بار یک میلیون و یه بار ۹۰۰ هزار تومن تو دو هفته برام جریمه نوشته شده. راهنماییورانندگی هم که میرم، قبول نمیکنند.
از شیراز پیام میدم و پرسنل علوم پزشکی هستم. گاز استریل برای پانسمان، سرنگ ۱۰، آنژیوکت صورتی برای وصل سرم و دستکش لاتکس موجود نیست و سهمیهبندی شده. درخواست ۵۰ تا میدیم؛ ۱۰ تا میاد.
من یه دانشآموز هنرستانی سال یازدهم هستم و برای مهرماه باید وسایلی رو تهیه کنم که قیمتهاشون روزبهروز داره بیشتر و نجومی میشه. هر چقدر پول جمع میکنم که برم چندتا بخرم فردا قیمتهاشون تغییر میکنه.
من یه پسرم که آرزوم توی ایران شده فقط اینکه یه موتور داشته باشم. کارگری میکنم، هر ماه پول جمع میکنم، اما تا برم بخرم کمِ کم پنج میلیون اومده رو قیمتش.
تعرفه تلفن ثابت به همراه را ۴۵ درصد گران کردهاند و تا کارکرد خط به ۱۰۰ هزار تومان برسد، تلفن قطع میشود. خطی که بهدلیل بدهی قطع میشود، پس از پرداخت، برخلاف گذشته که ۱۰ دقیقهای وصل میشد، چند روزه و با پیگیری شاید وصل شود!
قبض برقی که ۴۰۰ هزار تومان میاومد، در دوره جدید شش میلیون تومان اومده. بعد از مراجعه به اداره برق وحیدیه برای ثبت تجدیدنظر یا تقسیط قبض که در سایت خودشون جزو گزینههای موجوده، مسئول مربوطه این درخواست را رد کرد.
در بعضی مدارس سیستان و بلوچستان نزدیک ۵۰ دانشآموز در یک کلاس حضور دارند. از یک طرف آموزش و پرورش معلم کافی ندارد و از طرف دیگر، کلاسها ظرفیت و امکانات پذیرش این جمعیت را ندارند. خیلی از دانشآموزان هنوز ثبتنام نشدهاند.
در واوان اسلامشهر رفتم قرص ویتامین بگیرم، شده دو میلیون و ۲۰۰ هزار تومان.