روایت شما از شرایط زندگی و بحران اقتصادی- دوشنبه ۲۳ شهریور:
از بندرعباس: تا هفته قبل یه نان محلی به نام کلوکی رو میخریدم هفت هزار و ۴۰۰ تومان، الان شده ۲۳ هزار تومن. به نانوا میگم چرا اینقدر گرون شده؟ میگه قیمت آرد آزادپز سه برابر شده.
در اداره راهنماییورانندگی ساوه، با خانمهایی که چادر ندارن با رفتار بسیار زشتی برخورد میکنن و به اجبار چادرهای مشکی به آنها میدن تا بتونن وارد اداره بشن.
یه پیرهن پسرونه برای بچه کلاس اولی، سایز ۱، شده ۹۰۰ هزار تومن.
ما پدر و مادری هستیم که هر دو کار میکنیم، ولی با این گرونی شدید، نمیتونیم دو تا بچه دبستانی رو با وسایل اولیه موردنیازشون بفرستیم مدرسه.
از دزفول: امروز مدیر به والدین گفته باید مقنعه رو به لباس دختران پیش دبستانی اضافه کنید، اجباریه. بخشی از یونیفرم شده.
اعلام کردن ماشینهای بالای یه میلیارد فقط بنزین آزاد دارن تو کارتشون. ماشینهایی با عمر بالای ۲۰ سال هم همینطور. حالا شما بگین چند درصد از ماشینها بنزین ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومنی میتونن بزنن؟ عملاً بنزین رو آزاد کردن.
من بدنسازی کار میکنم. نهتنها نمیتونم به اندازه نیاز بدنم گوشت و مرغ بخورم، بلکه قیمت مکملهای ورزشیام از ۲ میلیون رسیده به ۸ میلیون تومن. شهریه باشگاه هم بهش اضافه میشه.
از تبریز: دیروز اکسل عقب پراید عوض کردم ۱۴ میلیون تومن.