یادداشت سردبیر؛حسامالدین حیدری: سؤال ساده است و آن اینکه چرا درست وقتی فشار قیمت نفت بر آمریکا بالا میرود خبرهای دیپلماتیک ایران هم از راه میرسد؟ هیچکس مخالف دیپلماسی نیست، مذاکره، میانجیگری، گفتوگو با همسایگان و استفاده از ظرفیت کشورهای منطقه بخشی از ابزارهای طبیعی سیاست خارجی هر کشور عاقل و مقتدر به شمار میرود. حتی در سختترین شرایط جنگی نیز دیپلماسی باید فعال باشد اما دیپلماسی فقط مذاکره کردن نیست، بلکه زمانشناسی، تشخیص زمین بازی، شناخت منافع طرف مقابل و از همه مهمتر تبدیل قدرت به امتیاز اجزای جداییناپذیر دیپلماسی موفق محسوب میشوند.
اینجاست که عملکرد اخیر وزارت امور خارجه به ویژه عباس عراقچی نیازمند یک پرسش جدی است، پرسشی که نه از سر مخالفت با دیپلماسی بلکه از منظر دفاع از منافع ملی مطرح میشود، آیا در سیاست خارجی ایران زمان اعلام تحولات دیپلماتیک هم به اندازه اصل مذاکرات اهمیت دارد؟ در روزهای گذشته قیمت نفت در پی تشدید بحران منطقهای و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد و همزمان بازار آمریکا نیز تحت فشار سنگین افزایش قیمت انرژی قرار گرفت. از آن مهمتر این اتفاق در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا رخ داده است و جنگ و تبعات اقتصادی آن از جمله افزایش هزینه انرژی میتواند برای ترامپ و جمهوریخواهان هزینه سیاسی ایجاد کند.
مسئله مخالفت با مذاکره نیست مسئله این است که چرا باید هر بار خبر دیپلماسی پیش از آنکه برای ایران دستاوردی بسازد برای بازار جهانی نفت و در نهایت برای آمریکا آرامش ایجاد کند؟ وقتی یک خبر مذاکره میتواند در واکنش بازار چند دلار از قیمت نفت کم کند این خبر قطعاً دارای ارزش اقتصادی است، بنابراین سؤال روشن است، سهم ایران از این ارزش چیست؟ آیا تحریمی برداشته شده، تضمینی گرفته شده، داراییای آزاد شده، صادرات نفتی افزایش یافته یا امتیاز امنیتی مشخصی به دست آمده است؟ اگر پاسخ روشنی وجود ندارد، انتقاد از زمانبندی و نحوه اعلام این مذاکرات نه ضد دیپلماسی، بلکه دفاع از یک دیپلماسی مقتدر و حسابشده است. توافق باید پیش از خبررسانی تا حد ممکن نهایی شود، امتیاز باید پیش از دادن سیگنال کاهش تنش گرفته شود و بازار نباید زودتر از ایران از دستاورد احتمالی دیپلماسی ایران منتفع شود.
این مسئله زمانی جدیتر میشود که آمریکا همزمان با نفت بالای ۱۰۰ دلار، افزایش قیمت بنزین و گازوئیل، فشار تورمی و انتخابات میاندورهای بهشدت به کاهش ریسک انرژی نیاز دارد. در چنین شرایطی هر علامت کاهش تنش با ایران برای واشنگتن و بازار انرژی یک خبر ارزشمند است اما آیا منطقی است ایران بدون دریافت دستاورد ملموس این آرامش را به طرف مقابل هدیه کند؟ دیپلماسی فقط نشستن پشت میز و صدور بیانیه نیست، زمان انتشار خبر، واکنش بازار و هزینهای که طرف مقابل از آن میپردازد نیز بخشی از دیپلماسی است، بنابراین نقد به آقای عراقچی و وزارت خارجه این نیست که چرا مذاکره میکنند سؤال این است که چرا گاهی بازار زودتر از ایران از دیپلماسی ایران سود میبرد؟ اگر قدرتی در میدان به دست آمده نباید پیش از تبدیل شدن به امتیاز در میز مذاکره تخفیف بخورد و اگر قرار است خبر مذاکره قیمت نفت را پایین بیاورد، باید روشن باشد که در مقابل این آرامش ایران دقیقاً چه چیزی به دست آورده است.