روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنشهای نظامی - پنجشنبه ۱۹ شهریور
همسر من یک ارتشی هوانیروز است؛ وضع زندگی بسیار ناجوره. حقوقی که میگیره، نهایتا ۱۵ روز جواب میده. تمام همکارانش هم همین داستان و نارضایتی رو دارن، اما اگر خیلی بخوان اعتراض کنن، اعدام میشن.
من کارمند دادگستری هستم. به خدا قسم الان ۴ روزه در تب میسوزم و بدندرد شدید دارم، اما پول ندارم برم دکتر. آخه حق ما اینه؟
سه پسر بزرگ دارم که با مدرک کارشناسی ارشد خانهنشین هستند. از سه وعده غذایی در روز فقط یک وعده میتونیم غذا بخوریم. نه چیزی برای خوردن داریم و نه پولش رو.
پنجشنبه ۱۹ شهریورماه، در ۱۰ دقیقه، دو بار برق رو قطع و وصل کردند. آخه با این گرونی، وسایل مردم بسوزه، کی میخواد خسارت بده؟
من به عنوان یک دانشجوی ۲۰ ساله، توان پرداخت شهریه رو ندارم و روم نمیشه از پدرم پول بخوام. چرا این زالوها از خوردن خون مردم سیر نمیشن.
بارداریم مشکلدار هست. داروخانهها اصلا داروها رو ندارن و حتی اگر موجود باشه، به تعداد محدود و با قیمت آزاد میدن. ۱۵ عدد قرص دوفامد یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان.