من در یکی از شرکتهای بزرگ شاغلم. هر ماه میگذره، حقوقمون از ماه قبل کمتر میشه. از اون طرف، قیمت جنسها بالاتر میره. مدیریت شرکت هم اعلام کرده چون شرکت پول نداره، اضافهکاری ممنوعه.
مردم دیگه توان ندارن، پرستارها بیحوصلهان، سطح تدریس معلمان پایین اومده، کارمندان و کارگران در نون شب موندن. همه دارن واسه یک زندگی عادی میجنگن و به جایی نمیرسن، مثل راه رفتن روی تردمیل میمونه.
چند روز دیگه مدارس باز میشه و گفتن حضوریه، این خودش واسه ما پدر و مادرها ترسناکه. بعدش هم با این گرونی، مگه میشه بچه رو فرستاد مدرسه؟ ۱۸ شهریور واسه دخترم چند قلم لوازم گرفتم، شد ۵ میلیون.
مهرماه به نام معلم و دانشآموزه، اما خجالتآوره که کمک رفاهی مهرماه معلمان از سایر کارمندان دولت بسیار کمتره.
من یک مادر باردارم، واقعا برای رفع نیاز بدنم در این پروسه بارداری، قدرت خرید هیچچیزی رو نداریم. نه میوه قابل خرید هست، نه گوشت، نه لبنیات.