روایت شما از شرایط زندگی و بحران اقتصادی- چهارشنبه ۱۸ شهریور:
من ماههاست که نتونستم گوشت قرمز یا ماهی بخرم. از الان به بعد که بماند. تازه من ماهی حدود ۶۰ میلیون درآمد دارم!
یک پروتز زانو برای مادرم گرفتم حدود ۱۸۰ میلیون تومان شد.
لوازم جانبی ماشین خیلی گرون شده. موتور فن پراید از حدود ۸۰۰ هزار تومن شده سه میلیون و ۳۰۰ هزار تومن. تازه بهدردنخورترین موتور فن موجود تو بازار.
از ارومیه پیام میدم. پیام نور قرار بود جیب دانشجو را خالی نکنه، اما هر ترم شهریهاش بیشتر میشه.
قرص دایجستیو برای مشکلات گوارشی و ملاتونین برای خواب، که ماه قبل ۳۰۰ هزار تومان بودند، الان یک میلیون و ۵۰ هزار تومان شدهان. جالب اینه که یکسری داروخانهها اینها را فقط به همکارها میدن، به غریبهها میگن نداریم که گرانتر بفروشن.
هزینه سفره یک روز خانواده، مطابق با دریافتی کالابرگ یک نفر در ماهه.
امروز رفتم اسنپ کار کنم، واقعا کرایهها خندهداره. مسیر رباط کریم تا ملایر ۳۵۰ کیلومتره، قیمت داده دو میلیون و ۳۱۲ هزار تومان. ۲۰ درصد کمیسیون اسنپه، ۷۰ لیتر هم باید بنزین بزنم. چی میمونه برای راننده؟
شرکت سازههای صنعتی آذران که کارگاههاش در سنگآهن بافق و سنگآهن خواف هستن و حدود ۲۰۰۰ نیروی کارگر داره، الان سه ماهه که حقوق پرسنل رو نداده و میگه پول نیست، با وجود اینکه روزانه هزاران تن آهن استخراج میکنن.
نوار بهداشتی با معمولیترین جنس زیر ۲۰۰ هزار تومن پیدا نمیشه. آیا اینم کالای لوکس محسوب میشه؟ خونهای که دو خانوم داره در ماه معمولا به چهار بسته نوار بهداشتی نیاز داره. از کجا بیاریم؟