مادر شهید آرمان علیوردی: در رامسر، بانویی سراغم آمد و گفت شب گذشته آرمان را در خواب دیده است. او با عکس و یک دسته گل به سویم آمد، بر دستانم بوسه زد و گفت: «آرمان گفت از طرف من این گل را به مادرم بدهید و از او تشکر کنید که خیلی خسته است.» باورم نمیشد، اما همان لحظه دانستم که صدایم را میشنود و نگاهش کنار ماست؛ خاطرهای که هیچوقت از یادم نمیرود.