بنزین برای بسیاری از مردم سوختی است که بخش بزرگی از رفتوآمد، فعالیت اقتصادی و زندگی روزمره کشور به آن وابسته است.
مسئله بنزین را نمیتوان تنها به تعداد سفرهای یک خانوار یا میزان مصرف یک راننده محدود کرد. اصلاح الگوی مصرف زمانی به نتیجه میرسد که مجموعه عوامل مؤثر بر تقاضای سوخت همزمان مورد توجه قرار گیرند.
کاهش سفرهای غیرضروری و تغییر عادتهای مصرفی، میتواند در کوتاهمدت بخشی از فشار بر شبکه سوخت را کاهش دهد؛ اما راهکار پایدار، کاهش مصرف در نقطه تولید و استفاده از خودرو است. خودروی کممصرف، ناوگان نوسازیشده، حملونقل عمومی کارآمد و سوختهای جایگزین، همان گزینههایی هستند که میتوانند وابستگی به بنزین را در بلندمدت کاهش دهند.
در این میان، پیام سیاست اصلاح مصرف نباید صرفاً این باشد که «مردم کمتر مصرف کنند». پیام کاملتر این است که مردم باید مصرف خود را مدیریت کنند و سیاستگذار نیز باید امکان انتخاب کممصرفتر را برای آنها فراهم کند. تنها در چنین شرایطی میتوان انتظار داشت اصلاح قیمت بنزین از یک اقدام مقطعی، به بخشی از یک برنامه واقعی برای کاهش مصرف و مهار ناترازی سوخت تبدیل شود.