امیرمحمد کریمی، کودک چهارسالهای که توسط حمله آمریکایی-صهیونیستی، به شهادت رسید، میان اشک همبازیهایش و فریاد پدری داغدار، سوگوارانه به خاک سپرده شد.
میان جمعیت، پدر امیرمحمد؛ مردی که غم، رمقی برایش نگذاشته بود اما هنوز میخواست دنیا بداند پسرش چه کسی بود. با صدایی که بغض هرلحظه قصد داشت راهش را ببندد، میگفت پسرش، امیرمحمد، بچهای شاد و پرنشاط بود؛ بچهای که خنده از لبهایش دور نمیشد.
گفت این شادی را دشمن آمریکایی و صهیونیستی از او و از خانوادهاش گرفت و در آخرین جملهاش، دیگر مثل یک پدر داغدار حرف نمیزد؛ مثل مردی حرف میزد که میخواهد صدایش به گوش مسئولان برسد؛ او خواست که این خون بهسادگی از یاد نرود؛ خواست که پاسخی سخت و درخور، جای خالی پسرش را پر کند. عدالت حرف آخری بود که زده شد.