شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
Clash ReportClash Reportرسانه۱۴۰۵/۰۵/۲۱·۰۰:۲۳·۱۴۰۵/۰۵/۲۱
ترجمه ماشینی
امارات خود را از یک نگرانی امنیتی پس از 11 سپتامبر در واشنگتن به یکی از تاثیرگذارترین شرکای آمریکا در خاورمیانه تبدیل کرده است.

پس از یک واکنش سیاسی در سال 2006 که شرکت DP World متعلق به دبی را مجبور کرد از خرید شش بندر ایالات متحده صرف نظر کند، شیخ محمد بن زاید رهبر امارات به این نتیجه رسید که ابوظبی باید دیدگاه آمریکا را تغییر دهد.

متعاقباً یک کمپین نفوذ پیچیده دوحزبی را راه‌اندازی کرد که حول محور لابی‌گری، سرمایه‌گذاری، دیپلماسی و روابط شخصی نزدیک بود. سفیر یوسف العتیبه، با پرورش سیاستمداران، اندیشکده ها و دیگر شخصیت های با نفوذ در واشنگتن، محور اصلی این تلاش شد.

یک پیشرفت بزرگ در سال 2020 رخ داد، زمانی که امارات روابط خود را با اسرائیل از طریق توافق نامه ابراهیم ترامپ عادی کرد.

این اقدام به طور چشمگیری جایگاه ابوظبی را در واشنگتن، به ویژه با ترامپ و متحدانش، تقویت کرد و امارات متحده عربی را به عنوان شریکی کلیدی که منافع ایالات متحده، اسرائیل و خلیج فارس را به هم مرتبط می کند، قرار داد.

پول یکی دیگر از منابع اصلی نفوذ بوده است. صندوق‌های دولتی امارات متحده عربی و سرمایه‌گذاران مورد حمایت دولت میلیاردها دلار را به فناوری، تراشه‌ها، هوش مصنوعی و مراکز داده ایالات متحده، از جمله سرمایه‌گذاری‌هایی که شامل GlobalFoundries، Cerebras و OpenAI می‌شود، ریخته‌اند. واشنگتن متعاقباً به امارات متحده عربی دسترسی بیشتری به تراشه‌های پیشرفته ایالات متحده و همکاری عمیق‌تر دفاعی و هوش مصنوعی داده است.

این رابطه همچنان بحث برانگیز است. دموکرات ها و مقامات سابق ایالات متحده سرمایه گذاری های اماراتی مرتبط با تجارت کریپتو خانواده ترامپ را زیر سوال برده اند و نگرانی هایی را در مورد روابط امارات با چین، ادعای حمایت از RSF سودان و نقش در شبکه های مالی ایران مطرح کرده اند.

منتقدان استدلال می کنند که اهمیت استراتژیک ابوظبی، به ویژه رابطه آن با اسرائیل و روابط اقتصادی رو به رشد با ایالات متحده، به محافظت از آن در برابر پیامدهایی که سایر کشورها ممکن است با آن مواجه شوند، کمک کرده است.

منبع: FT