شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
⚔ Iranian Militarism ⚔⚔ Iranian Militarism ⚔۱۴۰۵/۰۵/۲۰·۱۵:۲۱·۱۴۰۵/۰۵/۲۰
یادداشت تحلیلی بازسازی حلقه اطلاعات رزمی؛ چرا آمریکا دوباره به ظرفیت اطلاعاتی اسرائیل تکیه می‌کند؟

نشانه‌های موجود حاکی از آن است که واشنگتن در حال بازنگری جدی در سازوکار اطلاعات رزمی خود در جبهه ایران و افزایش پیوند آن با شبکه اطلاعاتی اسرائیل است. مخاطبان عزیز بهتر است بدانند که مسئله اصلی آمریکا کمبود ماهواره، هواپیمای شناسایی، سامانه شنود یا پهپاد نیست؛ ایالات متحده از حیث تعداد و تنوع حسگرها همچنان بزرگ‌ترین ظرفیت اطلاعاتی جهان را در اختیار دارد. ضعف اصلی در تبدیل انبوه داده به «شناخت معتبر، به‌هنگام و قابل استفاده برای فرمانده» آشکار شده است. در درگیری پانزده‌روزه، آمریکا توانست شمار زیادی حمله انجام دهد، اما نتوانست این حجم آتش را به اثری سیاسی متناسب تبدیل کند. توقف حملات نیز نه پس از پذیرش مطالبات واشنگتن، بلکه برای ایجاد فرصت مذاکره و زیر فشار هزینه‌های منطقه‌ای و اقتصادی صورت گرفت. حتی در ارزیابی‌های منتشرشده در رسانه‌های غیرایرانی تصریح شد که حملات آمریکا فشار کافی برای تغییر سیاست ایران یا واداشتن تهران به پذیرش خواسته‌های واشنگتن ایجاد نکرده است.در عملیات ها ما صرفا مفاهیم نظامی نداریم بلکه یک نگرش بین رشته ای و بین چند موضوع در جریان است؛ پس باید دانست که شکست در «مدیریت اثر» از موفقیت صرف در اصابت به هدف می تواند بالاتر باشد.

در یک عملیات مبتنی بر اطلاعات رزمی، بانک هدف صرفاً فهرستی از مختصات نمی باشد؛ درک کنید که هر هدف باید دارای پرونده پایه، وضعیت روزآمد، جایگاه آن در سامانه دشمن، ارزش عملیاتی، پیامد انهدام و نسبت آن با هدف سیاسی کارزار باشد. شواهد علنی نشان می‌دهد آمریکایی‌ها در نگهداری و روزآمدسازی بخشی از این پرونده‌ها با مشکل روبه‌رو بوده‌اند. گزارش‌های تحقیقی درباره حمله اشتباه به مدرسه میناب از استفاده از اطلاعات قدیمی، ضعف در پایگاه داده هدف و انجام‌نشدن مرحله نهایی ارزیابی خسارت به‌وسیله آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا حکایت داشت. این واقعه به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که کل شبکه اطلاعاتی آمریکا شکست خورده است، اما یک نقص سازمانی مهم را آشکار می‌سازد که این روزها زیاد دیدیم» چرخه هدف‌گیری با سرعت زیادی حرکت کرده، درحالی‌که اعتبارسنجی هدف، کنترل تغییر کاربری مکان و ارزیابی پس از حمله با همان سرعت رشد نکرده است. نتیجه چنین وضعی می‌تواند تولید هزاران هدف ظاهراً معتبر باشد که بخشی از آنها از نظر عملیاتی منقضی، کم‌ارزش یا فاقد اثر راهبردی‌اند.

البته این مشکل را نمی‌توان فقط به یک شاخه اطلاعاتی نسبت داد. در بخش سیگنالی، سکوت رادیویی، استفاده کوتاه‌مدت از ارتباطات، انتقال پیام از شبکه‌های غیرنظامی، تغییر شناسه‌ها و ایجاد گره‌های فریب می‌تواند میان «انتشار سیگنال» و «هویت واقعی هدف» فاصله ایجاد کند. در اطلاعات ماهواره‌ای و تصویری نیز فاصله زمانی میان دو تصویربرداری، استتار، استفاده از ماکت، انتقال شبانه، فعالیت در تأسیسات زیرزمینی و تغییر سریع محل پرتابگرها، ارزش بخشی از تصاویر را کاهش می‌دهد. پهپادهای شناسایی نیز با محدودیت برد، مداومت، خط دید ارتباطی، پدافند، جنگ الکترونیک و دشواری حفظ پوشش دائمی بر عمق وسیع ایران مواجه‌اند. بنابراین مسئله این نیست که SIGINT، GEOINT، ماهواره یا پهپاد هیچ داده‌ای تولید نکرده‌اند؛ مسئله آن است که داده‌های آنها در همه موارد نتوانسته در زمان مناسب با یکدیگر به نوعی همجوش شود و از مرحله «ردیابی یک نشانه» به مرحله «تشخیص قطعی هدف و پیش‌بینی اثر حمله» برسد. #دشمن‌شناسی