شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
روزنامه فرهیختگانروزنامه فرهیختگانرسانه۱۴۰۵/۰۵/۱۶·۲۲:۴۷·۱۴۰۵/۰۵/۱۶
خاطره پزشکیان از دوره‌ای که به عنوان رئیس دانشگاه ساخت خانه‌های بهداشت را در دستور کار داشت: پروتکل‌های اداری الکی بود

در ابتدا مدیران می‌گفتند این کار امکان‌پذیر نیست. استدلالشان این بود که دولت فقط هزینه ساخت تعداد محدودی خانه بهداشت را تأمین می‌کند و با این روند، شاید ساخت ۱۰ خانه بهداشت هم دو سال طول بکشد. اما من گفتم ما ۵۰۰ خانه بهداشت را می‌سازیم و این کار را در مدت کوتاهی انجام می‌دهیم.

خودمان هم وارد کار شدیم. یک روز به دو روستا رفتیم. مردم روستا تصور کرده بودند که ما فقط می‌خواهیم برای یک مراسم نمادین بیاییم، چند عکس بگیریم، کلنگ بزنیم و کار تمام شود.

اما ما لباس‌هایمان را عوض کردیم، لباس کارگری پوشیدیم و شروع کردیم به کار کردن. تعدادی از مسئولان هم با کت‌وشلوار آمده بودند. برایشان زشت بود که رئیس دانشگاه آمده و خودش وارد کار اجرایی شده است و ما کار نکنیم پس آنها هم آمدند کمک.

زمین آماده شد و پی خانه بالا آمد؛ چون قرار بود خانه بهداشت حدود ۶۰ متر باشد و کار پیچیده‌ای نبود.

بعد از آن به مردم همان روستا گفتیم که خودتان هم بیایید و در ساخت دیوارها کمک کنید. از آنجا رفتیم به روستای دیگری.

روز بعد دیگر شرایط تغییر کرده بود. مردم فهمیده بودند موضوع فقط یک برنامه نمایشی نیست و باید خودشان هم وارد میدان شوند. لباس کار پوشیدند و شروع کردند به کار کردن.

ما در نهایت توانستیم اسکلت یک خانه بهداشت را در مدت سه روز کامل کنیم. بعداً شنیدیم که در شهر گفته بودند: «کارگرهایی آمده‌اند در فلان روستا؛ صبح ساعت هفت می‌آیند و تا ساعت هفت شب کار می‌کنند.»

این تجربه فقط مربوط به خانه‌های بهداشت نبود. در خوزستان هم برای ساخت دیوار یک مدرسه همین اتفاق افتاد. من خودم رفته بودم آنجا، اما مدام می‌گفتند: «این کار طبق پروتکل نمی‌شود، خطر دارد، شرایط این‌طور است، آن‌طور است.»

می‌خواستیم بمانیم و کار کنیم، اما دائماً جلسه می‌گذاشتند و بهانه‌های مختلف مطرح می‌کردند. بیشتر درگیر پروتکل‌ها و تشریفات اداری بودند تا اینکه کار واقعاً پیش برود. پروتکل‌های‌شان الکی بود.