شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
خبرگزاری مهرخبرگزاری مهر۱۴۰۵/۰۵/۱۴·۲۳:۲۵·۱۴۰۵/۰۵/۱۴
axnegar.fahares.com موضوع فراخوان جانفدا باید برای مردم ضرورت واقعی پیدا کند

یاداشت مهمان: محمدمحسن دوباشی ، دانش‌آموختۀ دکتری علوم ارتباطات و رسانه

موضوعاتی که صرفاً در ذهن حاکمیت بماند و با هویت و زندگی روزمره مردم گره نخورد، نمی‌تواند سی‌میلیون نفر جانفدا را فعال کند . شرط موفقیت «جان‌فدا» آن است که مردم موضوع مورد فراخوان را یک ضرورت واقعی حس کنند، نتیجه کارشان را ببینند و بتوانند روایت خودشان را از آن بسازند . تجربه‌هایی مثل «چلۀ خدمت» و «جهاد سازندگی» در مسیر سامان‌دهی «جان‌فدا» الهام‌بخش‌اند.

امروزه هر موضوعی که قابلیت خلق جریان اجتماعی داشته باشد و مسئله‌اش با ابعاد جامعه نسبت برقرار کند را می‌شود با موضوع جانفدا پیوند زد از جمله موضوعاتی مثل مدیریت مصرف، سبک زندگی، ناترازی‌ها، همدلی و مواسات ؛ اما به شرط اینکه هرکدام از این موضوعات بتوانند نسبت خودش را با مسئله و ظرفیت اجتماعی روشن کنند. لذا به نظرم صرفِ لیست کردن موضوعات به‌صورت خام خیلی فایده‌ای ندارد، اگر نتوانیم بفهمیم که آن موضوع آیا نقطه ادراک تهدید دارد یا فرصت؟ مردم با آن به‌عنوان یک موضوع لاکچری برخورد می‌کنند یا به‌عنوان یک ضرورت کشور؟ آیا صداقتی را که درباره آن موضوع در حاکمیت مطرح می‌شود حس می‌کنند یا نه؟ هرکدام از این‌ها می‌تواند ظرفیت بهره‌گیری از آن موضوع را جابه‌جا کند. برای من خود موضوع خیلی مهم نیست، بلکه ویژگی‌های آن موضوع مهم است. برای توضیح بیشتر، باید دید آن موضوع چقدر با هویت ملی، دینی، تاریخی یا معیشتی مردم پیوند دارد؟ آیا صرفاً یک موضوع انتزاعی در ذهن حکمرانی و تصمیم‌گیران است یا مردم واقعاً در زندگی و مسائل هویتی‌شان با آن درگیرند؟ همچنین اینکه آن موضوع چقدر به خطر، بحران یا فضای تهدید پیش روی کشور متصل است؟ مردم می‌توانند در نسبت با آن کار واقعی انجام دهند یا صرفاً حضور نمایشی و سیاه‌لشکری دارند؟ آیا می‌شود از حضور مردم نتیجه مؤثر خلق کرد؟ تجربه اثرگذاری در آن وجود دارد؟ امکان خلق فرم‌های جدید کنش مردمی در آن هست؟ قابلیت روایت‌سازی و موج‌آفرینی دارد؟ ظرفیت تکثیر اجتماعی دارد؟ امکان پیروزی اجتماعی در آن وجود دارد؟ در این زمینه می‌شود خیلی بیشتر هم صحبت کرد.

معتقدم خودِ موضوعات، اگر آن ویژگی‌هایی را که عرض کردم داشته باشند، اهمیت پیدا می‌کنند و می‌شود روی آن‌ها کار کرد. شما فرض کنید موضوع کاشت درخت؛ اگر در موضوع کاشت درخت بتوانید آن ویژگی‌هایی را که درباره‌اش صحبت کردیم فعال کنید، قطعاً موضوع خوبی است. اما ممکن است موضوعی مثل ناترازی انرژی، با اینکه موضوع مهمی است، نتواند آن ویژگی‌ها را در خود زنده کند؛ در این صورت موضوع مناسبی برای کار اجتماعی نخواهد بود. مسئله اصلی این است که آیا می‌خواهیم صرفاً از مردم استفاده کنیم یا می‌خواهیم ظرفیت اجتماعی مردم را حفظ کنیم؟

نکته مهم این است که ما می‌توانیم در ابعاد هویتی درباره این موضوع حرف بزنیم؛ همچنین در ابعاد ادراکی، یعنی اینکه آیا مردم این را یک فوریت برای امروز کشور می‌دانند یا نه؟ از طرف دیگر، در عرصه میدانی باید دید آیا اصلاً امکان خلق میدان اجتماعی در آن وجود دارد یا نه؟ یا اینکه صرفاً یک‌سری فعالیت حاکمیتی است که مردم فقط از باب همراهی در آن مشارکت می‌کنند. در بعضی موضوعات، مردم نقش واقعی دارند؛ مثل اتفاقی که در جنگ داشتیم؛ میدان با ما، خیابان با شما. در اینجا نقش مردم روشن است. اما گاهی مردم صرفاً در یک کمپین حضور پیدا می‌کنند. نکته دیگر این است که آیا آن موضوع قابلیت روایت‌سازی دارد یا نه؟ آیا می‌شود با آن موج‌آفرینی روایی کرد یا صرفاً قرار است وارد یک کمپین تبلیغاتی شویم و فقط سروصدای تلویزیونی و بیلبوردی ایجاد کنیم؟ همچنین باید دید امکان خلق اثر مؤثر وجود دارد یا نه؟ مردم از نتیجه کاری که انجام می‌دهند احساس رضایت می‌کنند؟ مثلاً اگر من مصرف برق خانه‌ام را کم کنم، نتیجه‌اش را می‌بینم یا صرفاً یک کمپین است که نهایتاً پیامکی می‌آید و از مشارکت من تشکر می‌شود؟