توصیف خبرنگار تسنیم از مراسم جاماندگان حسینی: ساعت ۶ صبح که از میدان آیینی امام حسین (ع) راه افتادم، در محاسباتِ عقلانیام گمان میکردم تا ظهر، طومارِ این پیادهروی در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) پیچیده میشود. اما هرچه پیشتر رفتم، بیشتر متوجه شدم که اینبار، جغرافیا در برابر اراده مردم کم آورده است.
در میدان شهدا که بودیم، فکر کردم اوجِ شکوه است؛ اما میدان خراسان که رسید، دیدم این رودخانه خروشانِ انسانی، تازه جان گرفته است. وقتی به میدان شوش رسیدم، دیگر به ساعت نگاه نکردم. حقیقت این بود: تهران برای این حجم از «دلدادگی» کوچک شده بود. جمعیت نه تنها کم نمیشد، بلکه با هر گام، گویی تکثیر میشد و هر لحظه بر خیلِ عاشقان افزوده میگشت.
آنچه امروز دیدم، یک پیادهرویِ معمولی نبود؛ یک «شوکِ ایمانی» بود. این جمعیت، همانهایی بودند که ۱۵۰ شب در خیابانها اقتدار و عزت ملیشان را فریاد زدند و حالا در خیابان فداییان اسلام، آمده بودند تا ثابت کنند کربلا رفتن به جغرافیا نیست، به «بمانبودن» است.
نمادهای شهدا و مدالهای افتخارِ رهبرِ شهید و فرماندهانِ عزیزِ مقاومت بر گردنِ مردم، جاده را نورانی کرده بود. گویی روحِ شهیدان در این مسیر قدم میزد. دیدنِ مردمی که همزمان یادِ رهبر شهیدشان و کودکانِ مظلومِ میناب را زنده نگه داشته بودند، پیامی صریح داشت: این سیلِ خروشان، نه متوقف میشود و نه از آرمانش عقب مینشیند.
من انتظارِ یک پیادهرویِ آیینی داشتم، اما شاهدِ «تلاطمِ یک ملت» بودم. حلاوتِ این دلدادگی به قدری بود که محاسباتِ زمانیام را بهم ریخت. امروز تهران نشان داد که حتی در مسیرِ جاماندگی، میتواند باشکوهترین کربلایِ ایران را خلق کند.
این جمعیت، دیگر «پیادهروی» نمیکرد؛ «تاریخ» میساخت.