شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
خبرگزاری تسنیمخبرگزاری تسنیمرسانه۱۴۰۵/۰۵/۱۳·۱۳:۲۷·۱۴۰۵/۰۵/۱۳
زنگ آخر: انشاء. موضوع: شهادت

مردم به میدان خراسان رسیده‌اند؛ همان میدانی که نامش یادِ یارِ سفرکرده‌مان؛ یار و امامِ خراسانی‌مان را به ذهن می‌آورد و اشک را روی گونه‌ها.

مردم که به اینجا رسیدند؛ خورشید درست بالای سرشان بود و تیغ‌های تیز آن توی آیینه چشم‌های خیس‌شان.

خورشید بالای سرشان بود، و این یعنی که وقتِ نماز ظهر فرارسیده است.

مردم نمازی خواندند به‌جماعت و پرصلابت، مثل نماز ظهر عاشورا. مثل تمام نمازهایی که تاکنون برپا داشته و به آن تکیه داده‌اند و از آن نیرو گرفته‌اند برای مبارزه با اهریمنان و نشاط گرفته‌اند برای مهربانی با مستضعفان و هم‌کیشان و هم‌وطنان.

مردم اینجا به میدان خراسان که رسیدند و نماز خواندند، سر که چرخاندند، چشم‌شان به یک ویرانه افتاد؛ به آوار و ویرانه‌ای به نام مدرسه شجره طیبه.

مدرسه دانش‌آموزان مینابی بود که موکب شده بود تا جگرِ سوخته اربعینی‌ها را دوباره و چندباره کباب کند.

تا یاد اربعینی‌ها بیندازد که اهریمن چه دسته‌گلهایی از امت ایران و اسلام پرپر نکرده و چه جگرها که از پدرومادرهایشان به خاک و خون نکشیده است.

تا یادِ اربعینی‌ها بیندازد که اربعینی و حسینی زندگی‌کردن زیر شعار «هیات مناالذله» تا قیامِ قیامت، باید مرام و الگو و مسیرشان باشد؛ تا روزی که با ظهور منجی، آیه « وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» به بار بنشیند.