روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنشهای نظامی - یکشنبه ۱۱ مرداد
از تهران: گرانی بهشدت زیاد شده، در حدی که یک عدد روغن و یک عدد رب شده ۱ میلیون تومان.
فکر نمیکنم مجلس و سران دولت کشور من ایرانی باشن، وقتی مردم و جوانان ما بیکار و فقیر هستند اما پول ما رو میدن به مردم لبنان و غزه.
تورو خدا حالا که حکومت رحمی در دل نداره، لااقل خودمون به داد هم برسیم. درسته که الان همه تحت فشارن، ولی مستأجرین فشار بیشتری نسبت به مالکین دارن تحمل میکنن. مالکین عزیز، بهخاطر انسانیت به مستأجرینتون رحم کنید. کسی به فکر مردم نیست، یه ذره خودمون به فکر هم باشیم.
بهعنوان یک ایرانی، هر روز زیر فشار اقتصادی لهکننده زندگی میکنم. فشاری که نفس رو تنگ میکنه و امید رو کمرنگ. این وضعیت فقط سخت نیست، خستهکننده و فرسایندهست. به امید روزهای خوب.
به داد کارکنان شرکت هوایی هما برسید. از آغاز جنگ ۱۲ روزه، هیچگونه مزایا، بهرهوری و افزایش حقوق اعمال نشده. هنوز حقوق مردادماه واریز نشده. به لطف مدیرعامل، همه شرمنده خانواده شدهایم.
من یه راننده معلول اسنپ هستم. قبل از جنگ، از پرداخت کمیسیون بهخاطر کارت معلولیت معاف بودم، الان ۱۰ درصد کمیسیون از هر سفری باید پرداخت کنم. لعنت به جمهوری اسلامی که هزینه موشکش رو منِ معلول باید پرداخت کنم.
یعنی لعنت به این جمهوری اسلامی، هیچی دیگه نمیشه بخری یا بخوری. از ابزارآلات بگیر تا وسایل خونه، همهچیز وحشتناک گرون شده.