روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنشهای نظامی - پنجشنبه ۸ مرداد
استان خوزستان من یک دانشآموز از آبادان هستم و امیدوارم اوضاع درست شود. نصف شب با ۷ انفجار، چه کسی میتواند در این شرایط اصلاً درس بخواند یا برای فردا و رفتن به حوزه امتحانی آماده شود؟
بعد از حمله دیشب، پنجشنبه صبح رئیس دانشگاه آمد خوابگاه ما و با کمال وقاحت گفت باید اهواز بمانید و نمیتوانید بروید خانه. رسماً ما را مجبور کردند از شهرهای دور بیاییم خوابگاه. هر لحظه ممکن است یک فاجعه مثل میناب رخ بدهد.
استان گیلان تسلیت عرض میکنم به خانواده علیرضا سپاهی و امیرحسین صفوی. روحشان در آرامش باشد. حکومت با این کارش میخواهد رعب و وحشت ایجاد کند، ولی ما را خشمگینتر میکند تا بیشتر به انتقام فکر کنیم.
استان البرز جمهوری اسلامی برای دنیا شاخوشانه میکشد و همه را به نابودی تهدید میکند، ولی جالب آنجاست که سران نظام خودشان هر شب از ترس، در تونل و زیرزمین بیمارستانها و مساجد میخوابند. عجب اقتداری دارد این رژیم.
استان تهران شرکت سایپا حقوق و معوقه واریزیهای سال قبل را پرداخت نمیکند. قبلاً برنج، گوشت و مرغ میدادند، اما حالا دیگر هیچچیز نمیدهند. اضافهکاری محدود شده، غذای بیکیفیت و گرمای زیاد، تولید بالا و وامهای کارگری معوق را داریم تحمل میکنیم.
استان سیستان و بلوچستان نیروهای راهداری و حملونقل جادهای ایرانشهر از ابتدای سال تاکنون حقوق حداقلی سال گذشته را دریافت کردهاند و در پرداخت مرداد نیز خبری از افزایش حقوق سال جدید نیست.
سایر استانها در تاریخ آمده که امام حسین به حر گفت: «من به دعوت مردم کوفه آمدهام. اگر اکنون مرا نمیخواهند، بازمیگردم. من آغازگر جنگ نیستم.» اگر جمهوری اسلامی امام حسین را قبول دارد، چرا از او پیروی نمیکند؟ چرا به نخواستن مردم احترام نمیگذارد؟
اینکه اتاق فکر جمهوری اسلامی با اعدام خیابانی در ملأعام قدرتنمایی میکند، هدفش ترساندن مردم و جلوگیری از خیزش دوباره است، ولی خبر ندارد که چه خشمی را در وجود تکتک مردم به وجود آورده است.
گرانی بیداد میکند، ما دیگر توان خرید برنج، میوه و گوشت را نداریم. نزدیک یک سال است که معدهدرد دارم و باید آندوسکوپی کنم، ولی توان پرداخت هزینهاش را ندارم و مجبورم با قرص مسکن دردش را آرام کنم.