روایت شما: وضعیت زندگی و معیشت زیر سایه جنگ- پنجشنبه ۸ مرداد
از روز اول جنگ، شرکت محل کار ما در شیراز تعدیل نیرو کرده. من سرپرست مادر و برادرم هستم و مستأجریم. خودم بیماری خودایمنی دارم و با این گرانی کمرشکن داریم نابود میشویم. چهارشنبه رفتم دکتر، ۱۵ میلیون تومان فقط پول داروهایم شده.
کمبود تخممرغ، سیبزمینی و پیاز در الیگودرز بهشدت زیاد شده، آن هم به علت جمعآوری مایحتاج مردم برای موکبهای اربعین.
بهرغم اینکه مردم برای دریافت یکماهه خودرو از «ایرانخودرو» ثبتنام کردند، با گذشت ۳ ماه هنوز خودروها را تحویل ندادهاند و دوباره دارند یکماهه ثبتنام میکنند؛ دزدی مدرن و شیک از جیب مردم.
من شبکه و نرمافزار میخوانم و امسال کارآموزی دارم. برای گذراندن این کارآموزی باید لپتاپهای خودمان را ببریم و آنقدر در مدرسه هر نیمساعت یکبار برق میرود که نزدیک بود تمام لپتاپهایمان بسوزد. اگر بسوزد، من از کجا یکی دیگر بخرم؟
گرانی کمر ما مردم را شکسته. نمیتوانیم هیچچیز بخریم. قیمت یک عدد مرغ شده ۱ میلیون تومان. یک کارگر مگر چقدر حقوق میگیرد که اجاره خانه و خرج زندگی بدهد؟ مردم به وضعیتی افتادهاند که حتی نمیتوانند میوه بخرند.
کارمند شرکت هواپیمایی آتا هستم. ۳ ماه است حقوق و ۵ ماه است بیمه ندادهاند. پروازهای شرکت به حالت قبل از جنگ برگشته، ولی حقوق پرسنل را نمیدهند.
از تهران: زندگی و شرایط خیلی سخت شده. هزینههای زندگی و هزینههای درمانی خیلی گران شده. حکومت هم جز به بقای خودش، به هیچچیزی توجه نمیکند. مردم از هزینههای گزاف درمانی ناچار به تحمل درد و مرگ زودرس هستند.
از مشهد: نیروهای آزاد و حقالتدریسی برای هر جلسه ۹۰ دقیقهای، دستمزد ۸۰ هزار تومان دارند، بدون بیمه و مزایا.
در ایران، کسی که انسان میسازد، ارزشش کمتر از کسی است که انسان میکشد. کارمند خدماتی دیپلمه سپاه با شش سال سابقه کار، ۳۵ میلیون حقوق میگیرد، اما معلم با مدرک دکترای تخصصی و شش سال سابقه کار، ۲۸ میلیون تومان.