آنچه در ایرانمال رخ داد، فقط صف طولانی نوجوانان برای دیدن یک اینفلوئنسر نبود؛ بلکه نشانهای از تغییر شیوه الگوسازی در عصر الگوریتمها بود؛جایی که گاهی دیده شدن از اثرگذار بودن مهمتر میشود.
در علوم ارتباطات و اقتصاد رفتاری، یک مفهوم ساده و جالب وجود دارد به نام آبشار اطلاعاتی. این مفهوم میگوید ما معمولاً دوست داریم فکر کنیم تصمیمهایمان کاملاً شخصی است، اما همیشه اینطور نیست. گاهی فقط چون میبینیم آدمهای زیادی از یک نفر حرف میزنند، او را دنبال میکنند یا برای دیدنش صف کشیدهاند، با خودمان میگوییم: «حتماً یک چیزی دارد که این همه آدم جذبش شدهاند» اینجا دقیقا جایی است که آبشار اطلاعاتی شکل میگیرد.
چند نفر یک انتخاب میکنند، عده بیشتری همان انتخاب را تکرار میکنند و کمکم موجی به وجود میآید که دیگر از منطق اولیه خودش هم بزرگتر میشود دقیقا مثل یک گوله برف که هرچه جلوتر میرود ابعادش شکل حجیمتری به خود میگیرد؛ به دنبال همین موضوع از یک جایی به بعد، دیگر خود «معروف بودن»، دلیل معروفتر شدن میشود. اتفاقی که در نهایت به این منجر میشود تا موجهای اجتماعی، با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه انتظار داریم، رشد کنند.