یاداشت مهمان : محسن بدره عضو هیئتعلمی دانشگاه الزهرا(س): مهمترین استفادهای که میشود از ظرفیت جانفدا در این روزها کرد، حتی در همین شرایط جنگی، استفاده از این ظرفیت در حوزه اقتصاد است. ما در وضعیتی هستیم که به هر حال نیاز به انسجام اجتماعی داریم و همه کسانی که میتوانند کمکی بکنند، مشکلی را حل کنند، آرامشی ایجاد کنند، یک مسئله اجتماعی را مرتفع کنند یا یک ابتکار فرهنگی به خرج بدهند، مخصوصاً در زمینه معیشت مردم که به نظرمی رسد اهمیتش کمتر از میدان جنگ نیست، باید مورد توجه قرار بگیرد.
باید روی اینها جنس کارها و برنامه ها با اتکاء به توان مردم سرمایهگذاری شود. منظورم از اقتصاد، کلیت اقتصاد بود؛ یعنی نحوه مدیریت کلان اقتصادی مملکت. یک بخشش بحث مدیریت مصرف در این شرایط خاص است. این افراد خودشان باید پیشگام رعایت مصرف باشند؛ هم خودشان صرفهجویانه رفتار کنند و هم از باب توصیه به دیگران و ترویج مصرف درست، عمل کنند.
ممکن است ما مشکل برق، انرژی یا بعضی کالاها را پیدا کنیم. اینها باید پیشگام مصرف درست باشند و به دیگران هم توصیه کنند. این کار را میشود با یک سری از پیامهای ارسالی انجام داد. هر جانفدا خودش یک رسانه باشد؛ به تعبیری میتواند یک شعار باشد: «هر جانفدا یک رسانه». میشود از این ظرفیت استفاده کرد.
مدل دیگر این است که ما چند مقولۀ کمکرسانی و یاریگری را مشخص کنیم و یک «منوی امداد» پیشنهاد بدهیم. مثلاً یک نفر میتواند وام قرضالحسنه بدهد، یک نفر میتواند وسایل دستدوم منزلش را که خودش استفاده نمیکند ولی مشکل کسی را حل میکند، به دیگری امانت بدهد یا اهدا کند. خلاصه اینکه میشود از ظرفیتهای معطل آدمها استفاده کرد.
یکی دیگر از گزینههای این «منوی امداد»، ارائۀ خدمات است. افراد با تخصصی که دارند، رایگان یا با قیمت مناسب به کسانی که نیاز دارند، خدمات میدهند. مثلاً کسی مشاور یا پزشک است و تخصص درمانی دارد؛ میتواند بعضی افراد خاص را رایگان یا با تخفیف بیشتر درمان کند یا خدمات بدهد.
بخش دیگر این است که اگر کسی بتواند برای فرد دیگری زمینۀ اشتغال ایجاد کند، اشتغالزایی کند. این هم میتواند جزو همین کارها باشد. یکی دیگر هم بحث صندوق است. آقای میثم مهدیار مقالهای نوشته بود، فکر میکنم درباره همین صندوق؛ صندوقی را پیشنهاد داده بود که این چند میلیون نفر بتوانند یک صندوق ملی راه بیندازند و از آن برای اشتغالزایی، امداد و کارهای دیگر استفاده شود.
در وضعیت فعلی کشور یک سری پیشنیازها داریم. مثلاً کمیته امداد، بهزیستی، وزارت کار و رفاه و مؤسسههای اجتماعی را داریم که میتوانیم از آنها استفاده کنیم. مهم این است که به لحاظ رسانهای خوب عمل شود و از زیرساختها و رسانههای موجود بهره ببریم. به نظرم کسانی که در کمیته امداد یا مؤسسههای خیریه موفق بودهاند، میتوانند این کار را به عهده بگیرند؛ به جای اینکه ما یک ساختار یا نهاد جدید تولید کنیم.
تجربه کشورهایی که در جنگ از ظرفیت اجتماعیشان استفاده کردهاند، قابل مطالعه است. مثلا در بنگلادش که وامهای کوچک برای اشتغالزایی جزئی به مردم، بهویژه زنان بیسرپرست یا سرپرست خانوار، داده میشد. به نظرم میشود مدلهای بیشتری هم پیدا کرد. در جنگ خودمان هم همینطور بوده است. روایت اجتماعی جنگ ما نسبت به روایت نظامی کمتر دیده شده؛ در حالی که نان جبههها را مردم میپختند، لباسها را مردم میدوختند، غذا میفرستادند و امکانات جمع میکردند. تجربه جنگ خودمان هم در این زمینه وجود دارد.
مهم این است که این کار چابک باشد و برایش ساختار عریض و طویل درست نکنیم. آن «منوی امداد» که عرض کردم، مهم است که مفاهیمش روشن باشد. پوسترها، پادکستها و موارد دیگری که تولید میشود هم به همین مفاهیم وابستهاند؛ مثل همان شعار «هر جانفدا یک رسانه». روی موارد دیگر هم میشود کار کرد.