شهید میناب و پایان انتظار 17 ساله خانواده؛ شهیدمحمدمهدی جنگیچی
«مجله مهر» روایت میکند؛ هفده سال خانه سوت و کور بود. زن و مرد هر کاری کرده بودند تا صدای بچه در خانه بپیچد نشد. نه توسلها جواب داد و نه تلاشهای پزشکی. پسری را به عنوان فرزندی به سرپرستی گرفتند. این تازه پدر و مادر، پسرشان را از نوزادی در آغوش گرفتند.
محمدمهدی ده سال بیشتر نداشت که شهید شد. ۹ اسفند آخرین باری بود که از روستایشان «طیبی شاهی» رفت میناب. ساعت یازده و خردی در مدرسهی میناب چهرهی زیبا و تن عزیزش غرق خون و خاک شد.
خانه خانواده جنگیچی بار دیگر سوت و کور شده. دیگر صدای محمد مهدی در خانه نمیپیچد. مرضیهخانم این روزها وقت و بیوقت میرود پیش پسرش. به وقت دلتنگی و برای سر زدن به دلبندش فقط کافی است در خانهاش را باز کند. محمد مهدی برای همیشه روبهروی خانه خوابیده است.