نمایشخانگی، میدان فرهنگ یا عرصه جولان هلدینگها
ترمز را بکشید!
در سالهای گذشته صدها مجوز برای فعالیت رسانههای صوت و تصویر فراگیر و پلتفرمهای نمایش صادر شد؛ اتفاقی که قرار بود به افزایش رقابت، تنوع محتوا و رونق صنعت نمایشخانگی منجر شود.
اما امروز اگر کارنامه این سالها را مرور کنیم، بخش قابل توجهی از آن مجوزها یا هرگز به محصولی جدی تبدیل نشدند، یا پس از مدتی فعالیت، عملاً از گردونه رقابت خارج شدند و یا به سکویی برای انتشار چند اثر محدود تبدیل شدند.
پرسش اساسی اینجاست که آیا توسعه صنعت نمایشخانگی با افزایش تعداد پلتفرمها محقق میشود یا با ارتقای کیفیت، تخصص، مدیریت حرفهای و تولید آثار ماندگار؟ آیا صرف داشتن سرمایه، زیرساخت فنی و توان اقتصادی برای اداره یک رسانه فرهنگی کافی است یا این عرصه بیش از هر چیز به شناخت فرهنگ، مخاطب، هنر روایت، تولید محتوا و مدیریت رسانه نیاز دارد؟
سالها پیش، زمانی که هنوز خبری از استارنت و موج جدید ورود شرکتهای صنعتی به نمایشخانگی نبود، پروژه توزیع سریال «قهوه تلخ» مهران مدیری با مدل اقتصادی خاصی پیش رفت؛ پروژهای که با وجود استقبال بیسابقه مخاطبان، در نهایت نیمهتمام ماند و میلیونها مخاطب را با پرسشی بیپاسخ رها کرد. آن تجربه نشان داد که حتی داشتن یک اثر پرمخاطب نیز تضمینی برای موفقیت نیست، اگر مدیریت پروژه و نگاه حرفهای بر آن حاکم نباشد.
این تنها یک نمونه است. تاریخ نمایشخانگی و تولیدات تصویری کشور، پر از پروژههایی است که با تبلیغات فراوان آغاز شدند اما یا هرگز به سرانجام نرسیدند، یا در میانه راه متوقف شدند، یا با کیفیتی بسیار پایینتر از انتظار مخاطبان به پایان رسیدند.
گویی برخی مجموعهها در نیمهکاره گذاشتن پروژهها، تغییر مسیرهای ناگهانی و رها کردن تعهدات، سابقهای طولانی دارند؛ تجربههایی که هزینه آن را در نهایت مخاطب و بدنه فرهنگ کشور پرداخت کرده است.
مشروح این گزارش را اینجا
tasnimnews.ir بخوانید