روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - شنبه ۲۷ تیر
بامداد شنبه ۲۷ تیر، ساعت ۴:۵۷ صدایی شبیه انفجار آمد. خانهمان لرزید. ساعت ۲:۱۵ هم دو صدای انفجار دیگر شنیدیم. امتحانات کارشناسی ارشد و دکتری را غیرحضوری نکردهاند و دانشگاههایمان هم خارج از شهر است.
نت وایفای کامل قطع شده.
ما ۲۷ تیرماه تا این لحظه بیش از ۱۴ ساعت است که آب لولهکشی محلمان قطع است. نه کولر داریم، نه آب خوردن، نه میتوانیم از آب برای بهداشت استفاده کنیم و نه هیچ کار دیگری که به آب شهری مربوط باشد. برق هم معمولاً روزی ۳ ساعت قطع میشود، گاهی هم دوبار در روز.
داریم به فنا میرویم، پلیاستیشنم بهخاطر نوسان برق سوخت.
خواب بودیم، یک صدای بلند شنیدیم و متوجه شدیم از سمت کوههای خمین موشک زده میشود.
داریم به فنا میرویم، پلیاستیشنم بهخاطر نوسان برق سوخت.
تو این اوضاع جنگی، گرانی، بدبختی و گرمای هوا، نوسان برق و قطعی ۴ ساعته برق بلای جان مردم شده.
توی هوای گرم ۵۰ درجه، روزی دو بار و هر بار دو ساعت برق میرود و در آن زمان نه آنتن وجود دارد و نه اینترنت.
مردم عزیز جنوب، ما کنارتان هستیم. خواهشاً اگر کمکی از دستمان برمیآید بگویید تا انجام بدهیم. نمیخواهیم بیشتر از این اذیت شوید.
کاش امتحانات ما را کلاً لغو میکردند یا تعویق میانداختند. چرا فقط دو امتحان را عقب انداختند؟ واقعاً شرایط برای ما سخت و خطرناک است و آیندهمان مطرح است.
دیگر خسته شدهایم. من بهعنوان یک دانشآموز دوازدهم دیگر توان ادامه دادن ندارم. خستگی به جانم افتاده و انگار اصلاً برایشان مهم نیست. من در جنوب ایران زندگی نمیکنم، اما با آنها هیچ فرقی ندارم. خیلیهای دیگر هم مثل من هستند. دیگر نمیدانم تا کی میتوانیم ادامه بدهیم.