روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ- جمعه ۲۶ تیر:
۴۷ سال جمعیت رو به رشد بود و شما وقت داشتید نیروگاه برق بسازید، آبشیرینکن بسازید، زیرساخت بسازید ولی ترجیح دادید موشک بخرید و شهرک موشکی بسازید. لعنت بهتون که نزدیک نیمقرنه فقط فکر جنگید.
یزد یکی از گرمترین شهرهای ایرانه، اما هر روز ۳ ساعت قطعی برق داره؛ ۲ ساعت صبح و ۱ ساعت شب. صبح میری سر کار برق نیست، ظهر برمیگردی خانه برق نیست، شب هم باشگاه تعطیل میشود.
در تهران هر روز بین ساعت ۳ تا ۵ پس از نیمروز برق قطع میشه. با افت آمپر برق در طول روز، به غیر از یخچال فریزر هیچ دستگاه برقی دیگهای در خانه روشن نیست.
حکومت وظیفه داره به تمام مردم به صورت یکسان و درست برق برسونه. یعنی چی که هم هر روز برق رو قطع میکنه هم انتظار داره مردم سر ظهر تو گرما از کولر استفاده نکنن تا برق جای دیگه قطع نشه. همه دارن پول برق میدن، اما اینا حتی همین رو هم نمیتونن مدیریت کنن.
۲ قلم دارو گرفتم برای کبد شد ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان.
از مارلیک سرآسیاب پیام میدهم؛ از عید ۱۴۰۳ تقریبا بیشتر شبها توی این دو سال و اندی، از ساعت ۱۱:۳۰ شب الی ۵ صبح آب رو قطع میکنن، فقط هم منطقه ما، اداره آب هم میریم پاسخگو نیست.
هیچوقت فکر نمیکردم یه روز بخوام اینو به زبون بیارم، ولی قیمتها به جایی رسیده که داریم نیازهای روزانه و عادی یه شهروند رو اقساطی خریداری میکنیم. شامپو و شیر و خیلی چیزای دیگه رو خیلی از مردم دارن قسطی خریداری میکنن.
اکثر پروژههای عمرانی تعطیل و کارگرها و مهندسها بیکار شدهاند. هنوز مطالباتشان رو بعد از ۴ ماه ندادهاند. کجا شکایت کنیم؟!
روزی ۱۲ ساعت کار میکنم تا فقط بتونم میوه و تخممرغ بخرم. متاسفم واقعا.