بساط شاه و گدا در کنار هم پهن است کنار جایِ تو جایی که داشتم دارم
همان گدای قدیمی که داشتی داری همان امام رضایی که داشتم دارم
یکبار در رواق دارالولایه در جمعی متشکل از شعرا و مداحان مشهدی و برخی شعرای تهران مداحی کردم و تنها فرد غیرمشهدی هم بنده بودم.
دو سه سال پیش هم، در ایام شهادت امام هادی (ع) قسمت شد به زیارت و مداحی بپردازم.
در آن محفل، شعری از آقای لطیفیان قرائت کردم: «هنوز حال و هوایی که داشتم دارم هنوز طبع گدایی که داشتم دارم»
بساط شاه و گدا در کنار هم پهن است کنار جایِ تو جایی که داشتم دارم
همان گدای قدیمی که داشتی داری همان امام رضایی که داشتم دارم
شعری بود که با ابیات قدیمیتر و تکمیلشده توسط دوستان در خصوص امام حسین (ع) همراه بود.
«چه اضطراب و چه باکى ز آفتاب قيامت که زير سايهی اين خيمه کردهايم اقامت»
این بیت، دو بیت قدیمی هم با این مضمون دارد:
کسی که اسم حسین را شنید و اشک نبارید ز دوستی چه نشانی ز شیعگی چه علامت
کسی که در کفنش تربت حسین نباشد چه خاک بر سر خود میکند به روز قیامت
بنده این شعر را به این دلیل انتخاب کردم که حضرت آقا علاقه داشتند در فضای هیئت، اشعار دارای پند و اندرزهای مرتبط با دستگاه اباعبدالله (ع) خوانده شود؛ پندهایی که مسیر را به مخاطب نشان دهد.