روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵
از یزد هستم، امروز (۲۴ تیر) سه بار، هر دفعه سه ساعت برق رفته. هرچی زنگ به اداره برق میزنیم، میگه مشکل تو ترانسها پیش اومده. آخه ما چه گناهی کردیم گیر این تروریستهای بیپدر افتادیم.
دانشکده صنعت هواپیمایی کشوری که دقیقاً بغل باند فرودگاه مهرآباد تهران است، تمامی امتحانهایش را برخلاف بقیه دانشگاههای کشور، برای سپر انسانی حضوری برگزار کرده است.
وقتی نصف سال مجلسِ یه کشوری تعطیل باشه و باعث تغییرِ مثبت یا منفی در زندگی مردم و امور روزانه نشه، یعنی اون مجلس نمادینه، فقط برای یدک کشیدن نام جمهوری بودن و هیچکاره است.
فقط اینو بگم، خدا لعنت کنه همه مسئولین رو. الان وقت آزمون گرفتن، اونم حضوریه؟ خودتون بچه دارین؟ برق تو مشهد هم از ساعت ۲ تا ۴:۳۰ قطع میشه، تو اوج گرما.
ما از قلعه حسنخان هستیم. اینجا سه روزه آب نداریم. روزی هم که آب هست، از ۸ شب تا ۷ صبح قطع میشه. هیچکس نیست رسیدگی کنه. خدایا به داد مردم برس.
نصف بیشتر مغازهها در شیراز موتور برق دارن، اما درمانگاهها ندارن.
از فردیس پیام میدم. همه خستهایم، شاهزاده فراخوان بده عزیزم، یا مرگ یا آزادی. به خدا فقط داریم نفس میکشیم، زندگی نمیکنیم. گرونی و قطعی برق و آب و اینترنت، کسبوکارها رو خوابونده. حقوقها به هیچی نمیرسه. به دادمون برسید. جانم فدای وطنم.
من نه شاه میخوام، نه شیخ، نه رهبری که تاج روی سرش باشه، نه رهبری که عمامه رو سرش باشه. رهبری میخوایم از جنس مردم که آرامش برامون به ارمغان بیاره و امنیت سرمایه و زندگی بهمون ببخشه. ما کویر خشکیم، غنیسازی به چه کارم میاد؟ اورانیوم بذارم سر سفره؟
ما داخل شهریار زندگی میکنیم. اینجا از ۴ تا ۶ برق میره. همه همسایهها از گرما اذیت میشن.
گیلان، رستمآباد: واقعاً شرایط از همه جهت سخت شده و همهجور فشار روی خانوادههاست. برق و آب هم هر روز قطع میکنن. واقعاً خسته شدیم از این وضعیت عذابآور.