آقای فیاض زاهد فعال سیاسی به تازگی در ویدئویی که روبهروی او محمد فاضلی نشسته، از رهبر انقلاب میخواهد که از انتقام خون رهبر شهید بگذرد و این را حکمرانی مطلوب توصیف میکند که ایشان از مسئله شخصی خود بگذرد!
این گفتگو با بغض و گریه سعی دارد ادای بحثهای آکادمیک بگیرد اما همان یک دقیقه نشان میدهد چقدر ذهن این افراد، پر از خالی است و منطقی جز تسلیم و وادادگی ندارند و بین مسئله شخصی و امر ملّی و حتی فراملی و انسانی تمایز قائل نیستند.
جالب است این بحث در حضور کسی مانند محمد فاضلی ایراد میشود که در رقابتهای انتخاباتی ۱۴۰۳، وقتی فقط حس کرد به او توهین لفظی شده (که آنهم نشده بود) مثل جاهلان و بزن بهادرهای قدیم میخواست در استودیوی صداوسیما گرد و خاک کند و میکروفون خود را به سمت دیگران پرتاب کرد!
این اوج سادهلوحی و تحمیق مخاطب است که از گذشتن از خون پدر سخن بگوییم و فرض کنیم موضوعِ جنگ، اختلافی خانوادگی یا عاطفی است در حالی که شهادت امام شهید و فرماندهان، بحث تجاوز به حاکمیت ملی، تجاوز به غرور و عزت ملی، امنیت کشور و تمامیت ارضی است نه یک پرونده شخصی.
آیا تجاوز به خاک و حاکمیت یک کشور را میتوان با توصیه به بخشیدن قاتل توضیح داد؟ فرضاً از خون رهبر شهید بگذریم (که تا ابد نمیگذریم)، تکلیف خون دیگر شهدا و فرشتگان میناب چه میشود؟ و آیا اصلا مردمی که با شعار انتقام به تشییع پیکر رهبرشان آمدند، منطق این جنگ را شخصی میدانند یا حس میکنند غرور ملیشان خدشهدار شده و امامشان که همهی هویتشان بود ترور شده است؟
آقای زاهد کج اندیشانه صحبت از گذشت و توصیههای اخلاقی میکند اما اگر جمهوری اسلامی، یک مقام دونپایه آمریکا را ترور میکرد آنها گذشت میکردند یا بمبها بود که در جواب این اقدام به سمت ایران روانه میشد؛ آمریکا که به بهانه حوادث ۱۱ سپتامبر - که پشت پرده آن هنوز هم مشکوک است- به این منطقه لشکر کشی و چند صد هزارنفر را قتل عام کرد و اگر درایت رهبر شهید نبود ممکن بود آتش آن جنگ دامان ما هم بگیرد.
آیا اینان که ادعای فعال سیاسی بودن دارند واقعا تصور میکنند آمریکا در صورت بخشش و گذشت احمقانه از سمت ایران، مصالحه و ترک نزاع میکند و وقیحانهتر حمله نخواهد کرد؟
اگر این صحبتها از سر بغض از نظام است که تکلیف روشن است اما اگر واقعا با باور قلبی بیان میشود جای تأثر و دل سوختن دارد که انسانی در این سن و سال، فکر میکند اگر از متجاوز بگذرد او هم پی به اشتباهش خواهد برد حال آنکه این تسلیم و بخشش، مجوز تجاوزهای بعدی است. این میزان از رمانتیک فانتزی بودن، از سر عاطفه نیست، از سر حماقت محض است!
حکمرانی مطلوب آن است که عزت، امنیت و حاکمیت ملی خود و مردمش را حفظ کند. مسئله اصلی نه انتقامجویی احساسی، بلکه دفاع از حق، خونخواهی نفس زکیّه، بازدارندگی و جلوگیری از تکرار تجاوز است.
اقای زاهد بعید است نفهمد که مفهوم حکمرانی صرفاً گذشت و راضی نگه داشتن متجاوز نیست بلکه حکمرانی یعنی ترکیب عقلانیت، بازدارندگی، حفظ حاکمیت و صیانت از تمامیت ارضی کشور.
گفتار و رفتار آقای فیاض زاهد و برخی دوستانش شبیه همان سلبریتی است که برای دیگران و کشور نسخههای فانتزی تجاوزپذیری می پیچد ولی وقتی به خودشان میرسد اگر کمترین اتفاق منفی دربارهشان بیفتد زمین و زمان را به هم میدوزند!
کاش جهالت و کینهتوزی و سادهلوحی و تجاوزپذیری مرزی هم داشت جناب زاهد!